فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 40

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 40: تفاوت‌ها و شباهت‌ها (بخش اول)

«نزدیکم نشید موجودات لعنتی!» چیائو لانگ در همان حال که مهارت دستکاری هوای خود را فعال می‌کرد با دستانش به عقب خزید و مشخص شد که استفاده از مشت‌هایش در گذشته فقط برای پنهان کردن ماهیت واقعی مهارتش بوده است، به همان شکل که بای زه‌مین به او توصیه کرده بود.

بنگ! ...بنگ! ...بنگ!

سه توپ هوایی در سر سه زامبی منفجر شد و خیلی زود زمین به یک آشفتگی خونین تبدیل شد. بلافاصله پس از آن، سه توپ هوایی بزرگ بعدی سر سه زامبی دیگر را منفجر کردند.

هرچند، زمانی که چیائو لانگ می‌خواست سه توپ هوایی دیگر بسازد، متوجه شد مانای دیگری برایش باقی نمانده است و وحشت‌زده شد!

در نبرد قبلی‌شان، شانگوان تنها کسی نبود که مقدار زیادی مانا مصرف کرده بود؛ چیائو لانگ هم همین وضعیت را داشت. به دلیل حملات قدرتمند و خطرناکی که به قصد کشتن او انجام می‌داد، چیائو لانگ مجبور شد مهارتش را به حداکثر ممکن برساند و با تاسف برایش، مهارت یخ ساز شانگوان کاملا ضد او بود زیرا می‌توانست دیوارهای یخی برای دفاع در برابر توپ‌ها ایجاد کند و از گلوله‌های یخی یا سرنیزه‌های یخی استفاده کند تا او را از خود دور نگه دارد.

مهارت دستکاری هوای چیائو لانگ به او اجازه می‌داد هوای نزدیک خود را کنترل کند، اما برخلاف مهارت دستکاری خون بای زه‌مین، چیائو لانگ نمی‌توانست هوای درون افراد را کنترل کند؛ هر مهارت جوانب مثبت و منفی خود را داشت. با این حال، هر دو بسیار قدرتمند بودند.

صدای بای زه‌مین که دورتر و دورتر می‌شد به گوش چیائو لانگ رسید: «همچنین مصرف مانا از مهارت‌های قدرتمند خیلی بیشتر از حد معموله.»

زیر نگاه وحشت‌زده و سراسیمه‌ی او، یک زامبی جلو آمد و سر او را گرفت و سپس گاز تندی به صورتش زد.

«آررغـــغغ!!! درد داره!!! خیلی درد داره!»

یک زامبی دیگر در کنار او زانو زد و بازویش را گاز گرفت و در این فرآیند، تکه‌‌ی بزرگی از گوشت را جدا کرد.

«کمکم کن! برای کاری که قبلا کردم متاسفم!»

سومین زامبی به بازوی دیگرش چسبید و خوردن دستش را آغاز کرد و با یک گاز دو انگشتش را جدا کرد.

«حاضرم سگت باشم! مثل خر تا دم مرگ حمالیت رو می‌کنم!»

...

فریادهای ناامیدانه‌ی چیائو لانگ در همه جا طنین انداخت و باعث شد صدایش بین ساختمان‌های مجاور پخش شود و پژواک بلند...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی