جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 54
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 54: دَرک
ووش!
صدای نافذ زوزه باد از لحظهای که چوبیخی از زه کمان خارج شد به گوش بای زهمین رسید. او بلافاصله و بدون معطلی تیغههای زامبی تکاملیافته را با تمام قدرت فشار داد. بهجای آنکه مانند دفعات قبل او را بهپرواز درآورد، این بار هدفش این بود که تمام تلاشش را بکند تا بدون آنکه به او اجازه حرکت دهد، محکم در جای خود نگهاش دارد.
چوبیخی که بهعنوان یک تیر استفاده شده بود با شدت به پشت زامبی تکاملیافته برخورد کرد و به راحتی تمام بدنش را طی کرد؛ تا جایی که نوک آن از ناحیه قفسه سینه بیرون زد.
زوزه!
غرشعجیبی شبیه بهصدای یک شیر زخمی از دهان زامبی تکاملیافته بیرون آمد، چشمان سبزش گشاد شدند و در تلاش برای رهایی از شی عجیبی که بدنش را سوراخ کرده بود دیوانهوار شروع به مبارزه کرد. متأسفانه برای این جانور، ستون یخی ایجاد شده توسط شانگگوان بینگ شو به گونهای شکل گرفته بود که سوراخ کردن گوشت را آسان میکرد، اما بهدلیل میخهای تیز کوچکی که درجهت مخالف بیرون زده بودند، بیرون آمدن آن بسیار دشوار بود.
زامبی تکاملیافته با درک اینکه ممکن است در خطر واقعی مرگ باشد، برای فرار کردن دیوانهوار شروع به دستوپا زدن کرد.
بوی گوشت گندیده و خون خشکشده به سوراخهای بینی بای زهمین هجوم آورد. بدیهی است که زامبی تکاملیافته در چند روز گذشته به راحتی از موجودات و انسانهای دیگر لذت میبرد. بااینحال، اگرچه بوی بدی داشت، امّا او دندانهایش را به یکدیگر فشرد و نفسش را متوقف کرد تا بدون اینکه به زامبی اجازه فرار دهد او را محکم در قسمت پنجره نگه دارد.
مهارت یخی شانگگوان بینگ شو بسیار قدرتمند و شگفتانگیز است، اما تیراندازی چن هه با توجه بهاینکه او فقط از یک کمانمعمولی برای شلیک این چوبیخی استفاده کرده بود واقعا عالی است. بای زهمین در سکوت فکر کرد.
بای زهمین با صدایی بلند فریاد زد: «لیانگ پنگ، سیمو بکش! با تمام قدرتت!»
دختران در خوابگاه شوکه شدند، اما بهزودی متوجه شدند که این مرد جوان تنها نیست، زیرا از روی زمین صدای عمیقی در همهجا پیچید.
«دارمش!»
بلافاصله پس از آن، همراه با غرش جنگی که از بیرون ساختمان میآمد، زامبی تکاملیافته ناگهان از درد زوزه...
کتابهای تصادفی
