جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 55
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 55: نبرد به پایان رسیده و دینها حلوفصل شده
رویارویی شانگوان، لیانگ پنگ و چن هه با زامبی آبی کوتاه بود، در مجموع فقط دو یا سه ثانیه به طول انجامید. هرچند، همین دو سه ثانیه کافی بود تا هرکدام بفهمند دشمن مقابلشان تا چه اندازه قدرتمند است.
در واقع، فقط لیانگ پنگ توانسته بود یک بار با موفقیت به زامبی عجیب ضربه بزند و تنها دلیلی که موفق به انجام این کار شد این بود که زامبی در هوا قرار داشت و به این ترتیب قادر نبود از خود دفاع کند و سرانجام درد شدیدی متحمل شد.
تنها چند ثانیه گذشته بود اما در آن زمان کوتاه و اندک، نزدیک بود زندگی یکی از قویترین مبارزان تکاملیافته گروه پر بکشد و برود.
بیش از حد قوی و بیاندازه وحشتناک! این فکری بود که در سر آن سه نفر میگذشت.
سووش!
زامبی آبی بای زهمین را دید که بهسمت آن میدود و با سرعتی زیاد حرکت میکند. موجود آلوده میدانست مقابله با او آن را به خطر میاندازد، بنابراین سعی کرد از فرصت استفاده کند و پا به فرار بگذارد.
آیا هوش این موجود لعنتی از قبل در سطح پایه بود؟ بای زهمین با فکر کردن به چنین زامبی سریعی که در شبها منتظر فرصتی برای حمله است، احساس کرد موهای تنش سیخ میشود.
«بسه! نمیتونیم اجازه بدیم از دستمون در بره!» بای زهمین دندانهایش را به هم فشرد و سرعتش را به حداکثر رساند. اگرچه او هنوز امتیازات وضعیت آزاد داشت و میتوانست هر زمان که بخواهد آنها را به چابکی اضافه کند، مگر اینکه واقعا لازم بود، او تمایلی نداشت آنها را به این سادگی هدر دهد.
زامبی تکاملیافته که سعی بر فرار داشت، به سمتی که شانگوان در آن بود میدوید، بنابراین هنگامی که روبهروی او رسید و او را دید که جلوی راهش قرار گرفته است، این موجود به شکل عجیبی فریاد کشید و با تیغهاش به طرف پائین ضربه زد.
با دیدن مقاصد زامبی، رنگ از رخسار چن هه پرید و پاهایش بیحس شدند زیرا متوجه شد نه تنها فرصتی برای عکسالعمل ندارد بلکه نمیتواند کاری جز تماشای اینکه جان عزیزش در خطر است انجام دهد.
حتی بای زهمین که سریعترین فرد گروه بود توانایی طی کردن چنین مسافت زیادی را در کوتاه مدت نداشت و حداقل یکی دو ثانیهی دیگر مورد نیاز...
کتابهای تصادفی



