جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 79
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۷۹: بای زهمین درحال قویتر شدن
اگرچه مهارت فعال میمون جهشیافته غولپیکر بدون شک تاحدی قدرتمند بود که میتوانست دشمن را پس از یک نبرد تنگاتنگ و سخت ناامید کند، اما مهارتی بود که مقدار زیادی مانا و احتمالاً استقامت را نیز مصرف میکرد. حداقل این نتیجهای بود که خود بای زهمین پس از مطالعه تمام نشانههایی که جانور پس از فعال شدن این مهارت نشان میداد بهآن رسیده بود.
بدن هیولا دیگر محکم نایستاده بود، اندامهایش اندکی میلرزید، نفسهایش آنقدر آشفته بود که بخار از سوراخهای بینیاش بیرون میآمد و... اینها همه نشانه خستگی بود.
بااینحال... بای زهمین چشمانش را ریز کرد و متوجه شد که چن هه فقط حدود سه یا چهار تیر در تیردان خود دارد و این بدان معناست که دیگر نمیتواند به مبارزه ادامه دهد. علاوهبرآن، خود شانگوان بینگ شو تا حدود زیادی مانا مصرف کردهبود و اگرچه هنوز میتوانست در نبرد بماند، سینهاش نیز با هر نفسش تا حدودی بهطور نامنظم بالا و پایین میرفت.
اگرچه آنها نمیتوانستند میمون غولپیکر جهشیافته را شکست دهند، اما اگر جانور دیگری بود، بسته به نوع دشمن و مهارت آن، احتمال پیروزی احتمالاً کمتر یا بیشتر میشد. مشکل موجودات مرتبهاول این بود که تازمانیکه با آنها برخورد نکنید، هرگز نمیدانید با چهچیزی روبهرو خواهید شد.
میمون غولپیکر ناگهان برگشت و شروع به دویدن بهسمت جنوب کرد. با توجه به ارتفاع و تحرک انسان مانند و حتی انعطاف پذیرتر آن، فقط بسته به زمان بود که چهزمانی از دید همگان ناپدید شود.
چهره شانگوان بینگ شو با دیدن طعمه خود که در حال فرار بود، درهم شد. او ۷۰ تا ۸۰درصد مانا خود را مصرف کرده بود، اما او مطمئن بود که بر آن غلبه میکند؛ بااینحال، اگر میمون جهشیافته غولپیکر میخواست فرار کند، اطمینان نداشت که بتواند آن را متوقف کند.
زنجیرها.»»
صدای بیتفاوتی از پشت، نزدیک ورودی پارکینگ مترو، بهگوش رسید.
چن هه و شانگوان بینگ شو بعد از اینکه تقریباً نیمماه با هم زندگی کردند و زمان زیادی را باهم گذراندند، نیازی به برگشتن نداشتند تا بدانند صاحب آن صدا کیست...
کتابهای تصادفی

