جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 80
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۸۰: ضربهی کشنده
مطمئناً، بای زهمین از چند روز پیش قویتر شده بود.
شاید آمار فیزیکی یا جادویی او به هیچوجه تغییر نکرده و در شرایطی بود که میبایست به برای رسیدن به سطحی بالاتر خودش را از یک گرداب قدرت و بیرون میکشید تا به موجودی قدرتمندتر بدل شود، اما در این بین، او نمی توانست به هیچ شکلی قدرتش را افزایش دهد. در واقع، او حتی از امتیازات اضافهاش به هیچ وجه برای افزایش آمار طبیعیای که داشت استفاده نکرده بود.
با این حال، در این دنیا راههای زیادی برای قویتر شدن، آنهم بدون افزایش سطح، کسب قدرت روح یا آمار وجود داشت. حتی بدون گنج یا به دست آوردن طومار مهارت.
یکی از آن راهها یادگیری و استفاده از آنچه قبلاً داشت به بهینهترین شکل ممکن بود. بای زهمین دقیقاً برای قویتر شدن در این راه تمرین میکرد و اگرچه هنوز راه درازی در پیش داشت، اما بدون شک نسبت به گذشته پیشرفت کرده بود.
علاوه بر این، بای زهمین با استفاده از مهارت هایی که در کنار گنجینه هایش داشت، انواع دیگر حملات را نیز تمرین و جلوه های شگفت انگیزی را ایجاد میکرد. در واقع، حمله قبلی فقط یک نیزهیخونی فروزان بداهه بود... اما او با استفاده از این دو مهارت و افزودن چیزی بهعنوان تقویت کننده، برای یک نیروی بسیار قدرتمندتر برنامهریزی کرده بود.
[شما قدرت روح یک میمون پلاتینیومی سطح 37 را به دست آوردید. نمیتوانید قبل از اینکه شغل مرتبه اولتان را بهدست آورید، سطح و یا آمار بیشتری را کسب کنید]
[شما مهارت طبقهبندی نشده سطح 5 «پرتاب« را آموختید]
سه گوی درخشان پر از نیروی روح از بدن بیجان میمون پلاتینیوم بیرون آمد و به ترتیب وارد بدن بای زهمین، شانگوان و چنهه شد که اندازه گویها کاملاً شبیه به یکدیگر و تقریباً مشابه بودند.
علاوه بر این، پیام دیگری در شبکیه چشم بایزهمین ظاهر شد. اگرچه او تا حدودی غافلگیر شده بود، اما این غافلگیری چندان بزرگ نبود، زیرا او به نوعی انتظار چنین چیزی را داشت. دلیلش هم بهجز لیلیت چه میتوانست باشد؟ او در گذشته در مورد دنیای مهارتها برای او توضیح داده بود و به لطف آن اکنون دانش بای زهمین تا سطح بالایی افزایش یافته بود.
یک فرد نه تنها میتوانست با آموز...
کتابهای تصادفی


