جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 100
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۱۰۰: انتظار پر اضطراب
وقتی بای زهمین قبل از بازگشت به صحبتهای اصلی نشسته بود تا کمی استراحت کند، حتی حوصله دیدن مهارتهای تازه بهدستآمدهاش را نداشت و نمیخواست ببیند کدام دو مهارت را میتواند تکامل ببخشد.
نبرد با جانوران مرتبه اول حتی زمانی که اراده خون مقدار زیادی از آن را تخلیه کرده بود، استقامتش را تا حد خطرناکی کاهش نداده بود. با این حال، فرسودگی ذهنی قابل توجه بود. به خصوص قبل از شروع کامل نبرد.
به هر حال، قبل از پرتاب نیزهی سهشاخ خونی که توسط شعلههای آتش پوشانده شده بود، برای بای زهمین کاملاً واضح بود که اگر نتواند یک موجود مرتبه اول را با یک ضربه بکشد، شانس بقایش بلافاصله کاهش مییابد. بنابراین، اگرچه او در ظاهر آرام به نظر میرسید، اما در واقع تحت فشار روحی زیادی بود.
در همین حال، شانگوان بینگ شو با اخم به او نگاه میکرد و چشمانش میگفت که در مورد چیزی مردد است. با این حال، به زودی توجه او توسط شخص کنارش جلب شد.
چنهه هنوز دلش آرام نبود و پرسید: «بینگ شو، تو واقعا خوبی؟ داخل جنگل چه اتفاقی افتاد؟»
«آره، بهلطف گنجینهای که بای زهمین قبل از شروع کار به من داد، حالم خوبه.» او به آرامی سری تکان داد و با نگاه به اطرافش، آرام آنچه را که در داخل جنگل اتفاق افتاد را توضیح داد.
«چی؟ دهها موجودت مرتبه اول اونجا هستن؟ و... بینگشو، تو در حال حاضر سطح 25 هستی؟» چنهه با شنیدن اینکه او یک موجود مرتبه اول را به تنهایی کشته است با ترس فریاد زد و با چشمانی درشت به او نگاه کرد. اما حتی بیشتر از این، او از شنیدن این که موجودات وحشتناک زیادی در جنگل جهش یافته ساکن هستند خشکش زد.
فقط حالا چنهه متوجه شد که چقدر خوش شانس بوده که دیروز از آن مکان زنده بیرون آمده.
«بله...» شانگوان با کمی حواس پرتی سری تکان داد. او به بای زهمین که با چشمان بسته استراحت میکرد نگاه کرد و نمیتوانست تعجب نکند.
در حال حاضر، او به سطح ۲۵ رسیده بود و همچنین پیامی را از ثبت روح دریافت کرد که در آن تعدادی گزینه برای انتخاب شغل وجود داشت. شانگوان طبیعتاً میدانست که انتخاب شغل آسان نیست.
با این حال، شانگوان با دیدن ویرانیهای محیط خارج از جنگل و جسد جانوران مرت...
کتابهای تصادفی

