جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 101
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۰۱: گنجینهها
بای زمین در حالی که با هیجانی پنهان نشدنی به آیتمها روبرویش خیره شده بود گفت: «خب چطوره که غنائم رو یه بررسی بکنیم؟»
«موافقم.» شانگوان سر تکان داد و حالا حتی او هم حالت سرد طبیعیاش به دلیل گرمای چشمانش تا حد زیادی آب شده بود.
چنهه و لیانگپنگ هم سرشان را به نشان تایید تکان دادند.
در مقابل گروه و روی میزی در داخل ساختمانی که در جریان نبرد قبلی علیه جانور مرتبه اول هنوز تخریب نشده بود، چندین شی قرار داشت. برخی بهگونهای میدرخشیدند و توجه را به خودشان جلب میکردند که انگار برای به کار گرفته شدن دیگر صبری در دل نداشتند. در حالی که برخی دیگر هاله جادویی خاصی در اطرافشان بود.
این آیتمها دوازده گوی گنجینه بودند که در میان آنها دو مورد کمیاب و دو طومار مهارتی نیز وجود داشت که همگی غنایم حاصل از پیروزی در جنگ بود.
خطر موجودات مرتبه اول بسیار زیاد بود، بهخصوص زمانی که بهصورت گروهی در جایی حاضر میشدند. اما اگر موجودی میتوانست بر آن خطر غلبه کرده و پیروزمندانه سرش را بلند کند، بسیار محتمل بود که یک شبه به این تعداد گنجینه دسترسی پیدا کند. گنیجههایی که ارزششان هنگفت بود.
سیزده گوی گنج! حتی بای زهمین با وجود تمام خطراتی که از روز اول با آن روبرو شده، در پایان این تعداد گوی در اختیارش نبود!
هر چهار نفر یک گوی را در هر دست گرفته و آن را محکم فشار دادند و باعث شدند با ناپدید شدن گویها و ظاهر شدن آیتمهای جدید روی میز بزرگ، تابش درخشانی از نور اتاق را پر کند. چند ثانیه بعد، سیزده گوی ناپدید شده و بهجای آنها سیزده آیتم بود.
قبل از اینکه کسی جلو بیاید، چنهه به بای نگاه کرد و گفت: «بهنظر من تو باید اولین نفری باشی... اگرچه همه ما کمک کردیم و سهم خودمون در انجام این ماموریت داشتیم اما باید قبول کنیم که بخش اصلی رو انجام دادی.»
شانگوان در این مورد چیزی نگفت و لیانگپنگ قبل از اینکه دستش را تکان دهد آهی کشید تا نشان دهد که او هم مخالفتی ندارد حتی اگر فرد طمعکاری بود.
او که دید هیچ کس مخالفت نمیکند و تا این اندازه عاقل هسنتد، سرش را تکان داد و جلو رفت. «پس با اجازهی دوستان...»
بای زمین یکییکی به گنج های روی میز نگاه کرد و پس از لمس مختصر آنها اطلاعات هر کدام یکی پس از دیگری در شبکیه چشمش نمایان شد.
در بین آیتمها، گنجینه هایی نیز وجود داشت که زهمین در گذشته نمونهای از آنها را پیدا کرده بود، آیتمهایی مانند؛ دستکش، گردنبند طوفان، ...
کتابهای تصادفی


