جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 103
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۰۳: قضاوت خون سرخ و قاتل تکضرب
بازماندگانی که مایل به کار بودند بلافاصله شروع به حرکت کردند زیرا همانطور که چنهه گفته بود. هرچه زودتر کار را تمام میکردند، زودتر می توانند محوطه دانشگاه را ترک کرده و واقعاً وارد دنیای خارج شوند.
این که محیط بیرون خطرناکتر بود یا نه را هیچ کس نمی دانست. اما آنها می دانستند که دیگر هیچ کس نمی خواهد در این مکان غم انگیز باشد.
تحت حفاظت فو شوفنگ و بقیه، بازماندگان به گروههایی با تعدادی مختلف تقسیم شده و شروع به کار با هم کردند تا گوشت جانوران تکاملیافته را که مانند مارهای جیائولائو پوست محکمی نداشتند را خارج کنند.
هنگامی که آنها می خواستند فلس های مار جیائولائو را از بین ببرند، متوجه شدند که این امر واقعا غیرممکن است، بنابراین چاره ای جز کنار گذاشتن آنها تا زمان بهدست آوردن ابزار مناسب را نداشتند.
به غیر از چهار مار تکاملیافته، آنها بهتدریج شروع به مراقبت از لاشههایی کردند که وضعیت نسبتاً بهتری داشتند. در مورد لاشهي سوسک فروزان مرتبه اول، بای زمین بارها به آنها هشدار داده بود که نباید آن را لمس کنند زیرا گوشتش تحت تأثیر مهارت یکی از مارها قرار گرفته و احتمالا غیرقابل مصرف است.
همه کسانی که هدف تحصیل در دانشگاه پکن داشتند، عموماً به دنبال موقعیت های مهم و پردرآمد در جامعه بودند، بنابراین در ابتدا، سازگاری با خون و مناظر وحشتناک چنین جانورانی برایشان دشوار بود.
با این حال، با گذشت روزهای متمادی، آنها هم به خون روی دستان خود عادت کرده بودند و بوی آهن دیگر مانند گذشته غیر قابل تحمل نبود. این باعث میشد که سرعت کارشان هم افزایش پیدا کرده و ثابت کند که انسان ها نیز موجوداتی هستند که با تغییر سازگار میشوند.
زمانی که جهان چرخش ۱۸۰ درجهای انجام داد، نژادهایی که در آن جهان زندگی می کردند نیز باید ۱۸۰ درجه چرخیده و هر چه سریعتر خودشان را وفق میدادند تا مانند گذشته به حیات خود ادامه دهند. در غیر این صورت، در انتهای راه فقط مرگ و ...
کتابهای تصادفی


