جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 105
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۰۵ - تکامل مهارت (قسمت ۱)
«مانای دنیا دائماً جادو تولید میکنه.» لیلیث به آرامی ادامه داد: «این جادو، مثل مانا، بهطور مداوم و بدون هدف خاصی در همه جا شناوره. آمار جادویی تو هم از اولین لحظهای که مانا به این جهان اومد خیلی بالا بود، چرا که بدنت توانایی نگه داشتن حجم بالایی از مانا رو داشت. دلیل این هم به لطف روح بخصوص و غیرعادی توئه.»
بای زهمین با دقت به حرفهای او گوش میکرد و چیزهای زیادی را فهمید، در نتیجه او در نهایت پذیرفت که مهارت قلب سنگیاش احتمالاً در نتیجه تجربیات گذشته و ویژگیهای روحش بهوجود آمده.
جهان شبیه یک کشتی غول پیکر بود و در درون آن پر از جادو و مانایی بود که بیشتر فضایش را اشغال میکردند. اما انرژی بدون شکل بود و عملا انگار وجود خارجی نداشت.
هر مخلوق یا موجودی زمانی که به دنیاهای مختلف میرسید، آماری به نام جادو داشت. این آمار به آن موجود اجازه میداد تا با جادویی که در جهان پرسه میزدند تماس پیدا کرده و هر چه این آمار بالاتر میبود میزان جادویی که آنها میتوانستند به آن دسترسی داشته باشند نیز بیشتر میشد.
بهطور خلاصه، جادو و قدرت با آسیب جادویی و قدرت تهاجمی یکی نبودند. هر چهار مشابه و به هم پیوسته اما در عین حال متفاوت بودند. با این حال، جادو و قدرت بر آسیب جادویی و قدرت تهاجمی که یک موجود میتوانست به دشمنان خود وارد کند نیز تأثیر میگذاشتند زیرا هر چه قدرت یا مقدار جادویی که موجودی میتوانست از طریق آمار جادویی خود به آن دسترسی داشته باشد بیشتر بود، آسیب بیشتری نیز وارد میکرد.
گاهی اوقات، ثبت روح در هفته اول رسیدن به یک جهان اشتباهات کوچکی مرتکب میشد، زیرا همانطور که لیلیث بارها اشاره کرده بود، هر دنیا پر بینهایت احتمالات و قوانین و امکانات متفاوت بود.
به احتمال زیاد هنگام خواندن سوابق زندگی بای زهمین و در نتیجه اینکه روح او میتواند حاوی مقدار زیادی مانا باشد و توانایی او برای دسترسی به قدرت جادویی بیشتر جهان، ثبت روح اهمیت ویژهای به آسیبدیدهترین شاخصهی او داده...
«چقدر کنایه آمیز.» بای زهمین نمیدانست بخندد یا گریه کند. ...
کتابهای تصادفی


