جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 114
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۱۴ - احضار!
«خانوم کوچولو، تو مطمئناً خطرناکی.» یانگپی به کانگلان نگاه کرد و بقیه را نادیده گرفت و بدن او را از بالا به پایین برانداز کرد و گفت: «چطوره که زن من بشی؟ نه تنها بهت احترام کامل میذارم بلکه میتونی داخل تصمیمات مهم هم نقش داشته باشی و آزادانه انتخاب کنی.»
بدون اینکه منتظر جوابی بماند، یانگپی به سای جینگییی نگاه کرد و سری تکان داد: «بهنظر میرسه که توام خیلی سریع هستی و واکنشت خوبه. تو هم میتونی مال من باشی.»
ژونگدی که از این همه مزخرف خسته شده بود و با عجله جلو رفت و به قصد پایان دادن به کل این وضعیت فریاد زد: «عقب موندهای چیزی هستی؟»
اما ناگهان فشار قدرت یانگپی افزایش پیدا کرد و زمین جلوی پایش شروع به ترک خوردن و شکستن کرد. در لحظهی بعد چند قدم عقب پرید و خرخری کرد و در حالی که کلمات عجیبی را به زبان میآورد. دو حلقه جادویی در مقابل او روی زمین ترک خورده ظاهر شد و پس از یک تابش عجیب دو موجود ظاهر شدند.
اولی یک خرس قهوهای وحشی بود که حتی روی چهار پایش بیش از دو متر قد داشت. چشمانش به قرمزی خون بود و پنجههای جلویش مهیب و ترسناک بهنظر میرسیدند. انگار با یک ضربه میتوانست سنگ بزرگی را خرد کند.
دیگری گرگ سفیدی بود که پوستش مثل برف پاک بود با این تفاوت که دماغش مشکی بود. چشمانش مثل خرس قرمز و دندان هایش مثل تیغ تیز بودند و این تصور را در ذهن افراد ایجاد میکرد که با آن دندانها میتواند از هر دفاعی عبور کند.
وقتی ژونگدی این دو جانور را دید شگفت زده شد، اما چون در وسط حمله بود راهی برای توقف نداشت. بنابراین او با قدرت به سمت دستان خرس حملهور شد.
خرس قهوهای هم در پاسخ وحشیانه غرش کرد و قبل از اینکه با تمام وزنش به زمین بیفتد روی پاهای عقب خود ایستاد.
هنگامی که دو مشت ژونگدی به دو پنجه خرس قهوهای برخورد کردند، قبل از اینکه برنده درگیری مشخص شود، یک انفجار کوچک رخ داد.
اگرچه ژونگدی قبلاً به سطح ۱۶ رسیده بود و قدرتش را نمیشد با گذشته مقایسه کرد، اما هنوز هم سطح قدرتش مقداری از موجودات احضار شدهی یانگپی کمتر بود و همین برخورد ا...
کتابهای تصادفی
