فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 124

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۲۴ - تقابل!

«ل-لعنتی!» راننده وانتی که در مسیر کاروان حرکت می‌کرد ترسید و با ضربه‌ای ترمز را فشار داد. چرخ‌های وانت فورا متوقف شد اما به دلیل انرژی حرکتی باقی مانده، خودرو به حرکت خود ادامه داد.

خودروهای پشت سر نیز صدای شلیک گلوله را شنیدند و با مشاهده توقف ناگهانی خودروی سرب، رانندگان نیز به شدت ترمزها را فشار دادند.

صدای ترمز در همه جا پیچید و برخی خودروها که فاصله زیادی با وانت جلویی نداشتند در طی یک زنجیره‌برخورد پر سروصدا به‌یکدیگر برخورد کردند. خیابانی که چند روز پیش زمانی که انسان‌ها از زامبی‌ها پنهان شده بودند در سکوت فرو رفته بود، ناگهان مانند صحنه یک فیلم اکشن آشفته شده بود.

فرد نظامی در اولین وانت با وحشت از ماشین پیاده شد و در حالی که پشت خودرو مخفی بود و با ترس به اطراف نگاه می‌کرد شروع به فریاد زدن کرد: «مرده! رئیس لی‌سو مرده!»

نظامیان با شنیدن صدای تیراندازی وحشت کردند، اما با شنیدن خبر مرگ رهبر اصلی تیم، همه چیز عوض شد.

«یه تک تیرانداز اینجاست!»

«سریع پناه بگیرین!»

«لعنتی! حتی رئیس لی‌سو هم کشته شد ما چطور باید زنده بمونیم؟!»

افراد مسلح در حالی که اسلحه‌های خود را در دست گرفته بودند، به ساختمان‌های روبروی خود تیراندازی می‌کردند شروع به داد و فریاد کردند. اگرچه هیچ یک از آنها نمی‌دانستند که این تک تیرانداز کجاست، آنها تقریباً شنیده بودند که شلیک از کجا آمده.

با آغاز شلیک بیش از بیست نفر، گلوله‌ها مانند طوفانی به‌نظر می‌رسید که همه چیز را بر سر راهش به نابودی می‌کشد. شیشه‌های برخی از خانه‌ها یا ساختمان‌ها تکه‌تکه شده، دیوارها با سوراخ‌های کوچک پر شده، برخی وسایل نقلیه به الک تبدیل شدند.

مسلسل‌ها، اسلحه‌های شکاری و کمری و... انواع اسلحه‌ها بی‌اختیار شلیک می‌شد و مهمات را بیخیال هدر می‌دادند تا این ترس ناشناخته را از بین ببرند.

چن‌هه و لو چنگ از بالای ساختمانی در فاصله کمی بیش از صد متر در حالی که با تعجب به این ساختمان نگاه می‌کردند به دنبال پوشش بودند.

چن‌هه با صدای بلند پرسید: «چه خبر شده؟!» به دلیل تجربه اولین قتلش، رنگ صورتش پریده بود، اما آدرنالینی که در رگ‌هایش جاری...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی