جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 135
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۳۵ - رهبر خوب بودن سختتر از یک ظالم خوب بودن است
اگر قدیم بود، تا زمانی که دولت و ارتش رفتار خوبی با او میکردند، شاید بای زهمین حاضر میشد با آنها همکاری کند. از این گذشته، نسل بشر در خطر نابودی کامل قرار داشت و اگر او از حمایت ارتش و دولت برخوردار میشد، ممکن بود راحتتر بتواند به منطقهای که خانوادهاش در آن قرار داشتند برسد.
مشکل این بود که بای زهمین به تنهایی توانایی دسترسی به خانوادهاش را نداشت. منطقه یانچینگ قبل از آخرالزمان تقریباً پنج میلیون نفر جمعیت داشته و به دلیل اینکه منطقهای زیست محیطی بود، جنگلهای متعددی در آن بخش وجود داشت.
چگونه او به تنهایی میتوانست با میلیونها زامبی و جانور جهشیافته روبهرو شود؟ حتی اگر قوی هم بود، بای زهمین میدانست که اعتماد به نفس بیش از حد سرش را به باد میدهد.
با این حال، دیروز با بهدست گرفتن کنترل بیش از هزار نفر از بازماندگان و بهدست آوردن زیر کلاس رهبر سطح پایین، تمام افکار پیوستن به دولت و ارتش ۱۰۰٪ از سرش ناپدید شدند.
تسلیم چنین منبع عظیمی از قدرت شدن برای او غیرممکن بود و بای زهمین کاملاً میدانست که اگر او به دولت بپیوندد غیرممکن است که بتواند آزادانه قدم برداشته و کاری که فکر میکند درست است را انجام دهد.
تحویل دادن اسلحهها، گنجینهها، جیرههای غذایی و بازماندگان... اینها همه چیزهایی بودند که بای زهمین نمیتوانست از پس تسلیم کردنشان به یک نیروی ثالث بربیاید.
با این حال، یک مشکل وجود داشت...
او قبل از اینکه مخفیانه آه بکشد به شانگوان، چنهه و وو ییجون نگاه کرد. او از قبل میدانست که دردسرش تازه شروع شده.
بای زهمین با صدای آرامی پرسید: «شماها دربارهش چی فکر میکنین؟»
چنهه با آرامش فریاد زد: «این خیلی عالیه!» و بعد ادامه داد: «اگر دولت ناحیه یانچینگ واقعا تونسته روی پای خودش بمونه، به احتمال زیاد بقیه کشور هم حداقل میتونن به نوعی نظم رو داخل مناطق خودشون برقرار کنن!»
وو ییجون سرش را تکان داد و در حالی که به دوستش نگاه میکرد، به یک نکته اشاره کرد: «چنهه، اون فقط یه شهردار سادهست. علاوه بر این، طبق چیزی که گفت، این مرد فقط میتونه امنیت بایشوان رو تضمین کنه و نه کل ناحیهی یانچنیگ رو. دقیقتر نگاه کنیم مشخصه که دولت مرکزی ...
کتابهای تصادفی


