فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 141

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۴۱ - اولین نبرد نظامیان مسلح جدید

وو یی‌جون لبخند خفیفی زد و با خونسردی پاسخ داد: «در واقع، من تنها کسی نیستم که متوجه صمیمیت عجیب بین شما دوتا شدم. منظورم رفتارت با بای‌زه‌مین ه. خیلی واضحه که اون پسر با تو مثل یه خدمتکار یا دستیار معمولیش رفتار نمی‌کنه و مشخصاً بهت اهمیت میده. حتی داخل تصمیم‌گیری‌های مهمم روی کمک تو حساب می‌کنه. آدم فقط با کسی چنین رفتاری داره که واقعا اون رو از نزدیک بشناسه مگه نه؟»

لیلی به سادگی لبخند زد و در این مورد نظری نداد. در واقع چیزی برای اظهار نظر وجود نداشت و هر کس می‌توانست هر چه می‌خواهد فکر کرده یا فرض کند.

یی‌جون که دید نمی‌خواهد به آن مکالمه ادامه دهد سرش را تکان داد و اصرار نکرد. اگر شخص دیگری بود، ممکن بود از او می‌ترسیدند زیرا موقعیت او در گروه بسیار بالا بود، اما به عنوان کسی که تحت مراقبت مستقیم بای‌زه‌مین بود، موقعیت وو یی‌جون چیزی نبود که بتوان از آن ترسید و تا زمانی که احترام لازم به او داده شود همه چیز خوب بود.

بعد از حدود پنج دقیقه، بای‌زه‌مین چند قطره عرقی که روی صورتش تشکیل شده بود را پاک کرد و در حالی که مهارت دستکاری خون خود را لغو می‌کرد، نفس عمیقی کشید که باعث شد شعله سرخ خون مایع را تبخیر کرده و در هوا خاموش شود.

از پیشانی تا پشت بدن جانور، بریدگی بزرگی دیده می‌شد که انگار توانست بدن را هر لحظه به دو نیم تقسیم کند. زره فلزی گراز آهنی تقویت‌شده فوق‌العاده سخت بود و به منظور بریدن آن، بای‌زه‌مین باید مهارت دستکاری خونش را فعال نگه می‌داشت که همین هم مقدار زیادی از مانای او را مصرف کرده بود.

پس از پایین آمدن از روی لاشه، بای‌زه‌مین به سمت ژنگ یانگ، مسئول گروه رفت و دستور داد: «الان می‌تونی کار رو شروع کنی، هر چه زودتر بتونی کار رو تموم کنی، چه بهتر... در واقع، در صورت امکان، دوست دارم که حداکثر تا سه روز آینده کار رو تکمیل کنی.»

«سه روز...» ژنگ یانگ کمی اخم کرد اما با دیدن حالت جدی صورتش جرأت رد کردن مستقیمش را نداشت پس با عجله سرش را تکان داد: «کار سختیه، اما تمام تلاش خود رو می‌کنیم تا هر چه زودتر پروژه تموم بشه!»

بای‌زه‌مین به نشانه رضایت سری تکان داد و قبل از اینکه به انبوهی از فلس‌های مار جیائو لائو اشاره کند که کنده شده بودند،...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی