فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 172

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۷۲ - تسلیحات

بای زه‌مین پیشنهاد داد: «فو چی‌گانگ، چرا همراه سربازات به من ملحق نمی‌شی؟». با چهره‌ای جدی پیشنهادش را کلمه به کلمه بیان کرد: «دنیایی که قبلا میشناختیم سقوط کرده. جامعه قدیم و قوانین دیگه وجود ندارن و همه جهان تو هرج و مرجه و زامبی‌ها و موجودات جهش‌یافته همشون آزادانه تو خیابانا می‌گردن. تمام بشریت مثل موشای فاضلابی یه گوشه‌ قایم شدن و به سختی زندگی می‌کنن.»

فو چی‌گانگ با شنیدن سخنان بای زه‌مین آهی کشید و چهره‌اش ناامید به نظر رسید. با این حال، بای زه‌مین ادامه داد:

«البته، من نه قهرمان هستم و نه انقدر ساده لوح که بخوام بشریت رو نجات بدم. اما تمام تلاشم رو می‌کنم تا یه جای امن برای خودم دست و پا کنم. برای خودم و عزیزانم باید با دشمنام بجنگم... و وقتی که در حال انجام این کارا باشم، با کمک کردن به افراد دیگه‌ای اگه بار دوش من نباشن مشکلی ندارم.»

فو چی‌گانگ در قلبش احساس آرامش کرد و لبخندی بر لبانش نشست.

در واقع، دلیل اینکه او تصمیم به داشتن بک گفتگوی جدی با بای زه‌مین داشت، این بود که غذای کنسروی که در داخل اسلحه خانه ذخیره کرده بودند رو به اتمام بود. نظامیان حداکثر تا یک هفته دیگر غذا داشتند و اگر هم سعی می‌کردند که غذای کمتری مصرف کنند شاید حذاکثر تا ده روز زنده می‌ماندند.

به هر حال، بعد از تموم شدن غذاها چی؟

فو چی‌گانگ می‌دانست که با سلاح هایی که در اختیار دارند، غیرممکن است که تیم سیزده نفره او به سلامت از این جنگل خارج شوند. اگر یکی از آن موجودات غول پیکرِ گرگ شکل ظاهر می‌شد، بدون شک تمام گروه از بین میرفت.

بنابراین، او قصد داشت که روی یک آدم قوی سرمایه گذاری کند تا بتواند آن ها را از این مکان بیرون ببرد. و همچین برای آینده، زمانی که از این مکان خارج می‌شدند هم برنامه‌ای نداشت. برای او اولویت اصلی ترک جهنمی بود که در محاصره درختان قرار داشت.

با این حال، وقتی فو چی‌گانگ کلماتی که از دهان بای زه‌مین خارج می‌شد را شنید، ناامید شد و به این فکر افتاد که یک فرد جوان توانایی رهبری گروه را ندارد.

قهرمان شدن؟ آنچه فو چی‌گانگ به آن نیاز داشت رهبری بود که می‌توانست پاهایش را محکم روی زمین نگه دارد، نه یک قهرمان توهمی که در دنیای تخیلی خودش زندگی می‌کند. او نمی‌توانست به سادگی جان همرزمانش را به دست چنین فرد...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی