جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 182
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۸۲ - مرتبه دوم که نمیتوان شکست داد
هر گلوله چن هه که حروف باستانی عجیب بر روی آنها حک شده بود با هر شلیک، دقیقا به سر خرس جهش یافته برخورد میکرد. با این حال، هیچ یک از حملات او موثر نبود.
با این حال به لطف مهارت تیراندازی چن هه گلولههای زیادی به چشم طلایی هیولا برخورد کردند، خرس با وجود وِرد های جادویی بر بدنش، تکان نخورد یا حتی سعی نکرد پلک هایش را ببندد و به سادگی اجازه داد گلولهها به چشمانش اصابت کنند.
منطقی بود که چشم هر موجود زندهای نقطه ضعف او باشد. فرقی نداشت که این موجود یک تمساح قدرتمند، فیل بزرگ یا انسان باشد. همه آنها چشمان ضعیفی داشتند و هر نوع حملهای برای آسیب شدید و حتی تخریب آن کافی بود.
ناگفته نماند گلولههای ضد زره که چن هه استفاده میکرد قادر به تبدیل یک ماشین به آهن پاره بودند.
با این حال، خرس جادویی به سادگی روی پاهای خود به حرکت ادامه داد. هر بار که گلولهها به چشمانش اصابت میکرد، طوری دفع میشدند که انگار گلوله ها به سپر فلزی بجای چشمانی آسیب پذیر برخورد میکردند.
«لعنتی!» سربازی در حالی که خشاب خالی تفنگش را عوض میکرد با صدایی وحشت زده فریاد میزد و آن را قبل از اینکه با یک خشاب جدید عوض کند روی زمین پرت کرد: «این لعنتی چیه؟!»
چنهه با صدایی پر تنش بلند فریاد زد: «بینگشو! این هیولا قطعاً یه مرتبه اول نیست!».
اگر چن ههی قدیم بود، شاید توانایی تشخیص بین موجودات مرتبه اول و دیگر موجودات را نداشت. با این حال، اکنون که او در حال تکامل بود، میتوانست احساس کند که موجود روبهروی آنها در سطح دیگری قرار دارد!
صرف نظر از اینکه قبلا با گراز تقویت شده آهنی یا هر موجود دیگری رو به رو شده بودند، خرس جادویی قطعا قدرتی فراتر از همه آنها داشت.
در پنجاه متر دورتر، رنگ صورت شانگوان پریده بود. قیافهاش به سردی یخ بود درحالی که چشمانش با قصد قتل عام برق زدند، میتوانست حس کند که هیولای مقابل او قادر به ایجاد ویرانی بسیار بزرگیست که به نظر میرسد فقط با حضورش قادر به غلبه بر همه چیز است.
در کمال وحشت، او متوجه چیزی شد.
او از میان دندانهای به هم فشردهاش...
کتابهای تصادفی
