جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 184
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۸۴ - مرتبه دوم شکست ناپذیر
در گذشته، دلیل اینکه سای جینگیی توانسته بود جایگاهش را در بین رهبران پایین رتبه تثبیت کند و دلیل اینکه او میتوانست در جلسات مهم شرکت کند یا حتی ایدههایش را بیان کند و نظرش را به اشتراک بگذارد، به این دلیل بود که او از هوش زیادی برخوردار بود.
او زنی بود که قادر به ارائه ایدههای عالی بود و این حقیقت در این لحظه بیش از پیش نشان داده شد!
غرررش!
وردهای تیره دوباره روی سینه خرس روشن شدند و موجی صوتی با سرعتی خیره کننده به سمت سای جینگیی و شانگوان حرکت کرد. در واقع، اگر حرکت واضح هوا نبود، مشاهده موج صوتی با چشم غیرمسلح غیرممکن بود.
صورت سای جینگیی مانند برف رنگ پریده شد و تمام آثار خون از چهره او ناپدید شدند. او دیگر استقامتی برای دویدن نداشت و به سختی انرژی کافی برای ایستادن داشت، اما حتی همین هم برایش هزینه زیادی داشت.
او تنها توانسته بود به قیمت از دست دادن توانایی جنگی خود، یکی از ناخنهای خرس جادویی را قطع کند! بدتر از همه این بود که قطع شدن ناخن توسط مهارت خودش انجام نشده بلکه قسمت زیادی از این آسیب با استفاده از بیشتر از بیست نارنجک انجام شده بود.
خوشبختانه او همین الان هم میدانست که خرس جادویی به او حمله خواهد کرد و برای آن آماده شده بود.
فوووش!
دیواری از یخ به ضخامت بیش از پنج متر در مقابل او ظاهر شد.
زمانی که موج صوتی به دیوار یخی برخورد کرد، در کمال تعجب مانند نیزههای یخی منفجر نشد. دیوار تنها با صدای بلند میلرزید و چهره شانگوان رنگ پریده تر از قبل شد، اما بازهم دیوار فرو نریخت.
«اینا چجور حمله هایی هستن...» شانگوان بینگشو دندان هایش را به هم فشار داد و با سرعت، کمر سای جینگیی را گرفت و به عقب پرید.
دیوار یخی به هزاران قطعه تبدیل شد و چهره وحشتناک خرس جادویی را در پشت خود آشکار کرد. جانور خشمگین غرش خشمناک دیگری کرد و سپس پایش را به زمین کوبید و بدنش به گلوله ای تبدیل شد که به جلو شلیک شد.
شانگوان همچنین میدانست که خرس جادویی تا زمانی که زندگی همه را در اینجا به پایان نرساند تسلیم نمیشود. مخصوصاً سای جینگیی که قبلاً پس از فریب دادن خرس آسیب دیده بود.
تیغهای یخی!
نیزههای یخی!
شمشیرهای یخی!
پیکانها...