جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 211
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۱۱ - ثمره کار سخت او!
بای زهمین که مثل کودکی در کریسمس منتظر رسیدن نیمه شب برای تماشای آتش بازی و باز کردن هدایای خود بود، مشتاقانه زره را روی میز کار گذاشت. از دید او این صحنه باشکوه خیلی کند پیش میرفت و این اعصابش را خرد میکرد.
بلافاصله اطلاعات و جزئیات زره جدید مانند رعد و برق روی چشم او ظاهر شد.
------
[زره گرگ تشنه به خون]
[زره تمام بدنی]
[رتبه: ۲]
[دفاع: ۱۱۵۰]
[قدرت حمله فیزیکی: ۳۵۰]
[هنگام حمله با میخ، ۵ درصد احتمال دارد که ضربات وخیمی به دشمن وارد کند.]
[دوام: ۹۰۰/۹۰۰]
[توضیحات: معجزهای از شانس آهنگر خوش شانس پس از استفاده دقیق و صحیح از یک ماده در تشکیل دو شی متفاوت اما یکسان ایجاد شده است که باعث تشکیل یک شیء واحد شده.]
------
بای زهمین با دیدن میزان دفاع زره نفسی تازه کرد.
۱۱۵۰ امتیاز دفاعی در مقایسه با ۵۷۰ امتیاز دفاعی قبلی شلوار رندینگ ولف و ۷۷۰ امتیاز محافظ سینه رندرینگ ولف، تفاوت آن ها بسیار زیاد بود. بالاتنه بای زهمین تقریباً چهارصد امتیاز دفاعی به دست آورده بود در حالی که پایین تنه او بیش از دو برابر بیشتر محافظت کسب کرده بود!
بهعلاوه، اگر موقعیتی پیش میآمد یا بای زهمین صلاح میدید، زمانی که از میخهای زرهی استفاده میکرد، ۵ درصد شانس اضافی برای وارد کردن ضربههای وخیم به همراه ۳۵۰ قدرت حمله بیشتر داشت. این هیچ تفاوتی با داشتن یک سلاح اضافی همراه خود نداشت!
پس از لمس زره و دیدن جزئیات آن، لیلیث لبخندی زد و شروع به تعریف و تمجید کرد: «با اینکه به زور به مرتبه دو میرسه ولی هنوز زره ضعیفیه، ولی بدون شک چیز فوق العادهایه با توجه به اینکه تکامل کمتر از یه ماهه که تو زمین اتفاق افتاده. برای دستاورد جدیدت بهت تبریک میگم! امیدوارم دیگه این همه آسیب نبینی و دیگه انقدر نگرانم نکنی بچه جون!»
بای زهمین نمیدانست بخندد یا گریه کند: «...ممنون...» اول همه چیز خوب بود، تنها کاری که میتوانست انجام دهد این بود که از حرف او کمی خوشحال شود، اگرچه میدانست که این حرف احتمالاً فقط به این دلیل است که در آینده برای انجام کاری به کمک او نیاز دارد. اما آخرین حرف او کمی او را آزار داد.
«اصلا کلمه بچه لازم بود؟»
«معلومه که بود~ هرچی هم که بشه آخرش یه بچه باکرهای!»
<...کتابهای تصادفی
