جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 232
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۳۳ - سلطه بای زهمین (قسمت ۲ - بخش آخر)
پس از فعال کردن مهارت مرتبه دوم تغییرشکل اژدها، همه آمار کلی وانگزِدونگ به شدت افزایش یافت. در مورد چابکی او، بهطور شگفت انگیزی به ۱۹۰ امتیاز رسیده بود. با چنین چابکی بالایی، سرعت حرکت کلی او تقریباً ۱۹ برابر سرعت یک انسان در شرایط خوب قبل از آخرالزمان و مداخله ثبت روح شده بود.
وانگزدونگ با استفاده از تمام چابکی و ۲۲۰ امتیاز قدرتش برای به دست آوردن یک شتاب لحظهای، به سرعت بالایی رسیده و فاصله بین خودش و بای زهمین را در کمتر از یک چشم به هم زدن طی کرد. برای هر کسی که شاهد این اتفاق بود، به نظر میرسید که وانگزدونگ به سادگی به صورت خیلی جادویی به نزدیکی او تلهپورت کرده است.
هنگامی که وانگزدونگ در مقابل مرد جوان مغرور حاضر و به نظرش رسید که او هنوز متوجه سرعت خیره کنندهاش نشده و یا به سادگی قادر به نشان دادن هیچ واکنشی نیست، لبخند سردی بر لبان وحشی او ظاهر شد.
او پنجه راست خود را به سمت آسمان بلند کرد و نور خورشید درخشان برای لحظهای با برخورد به دستش منعکس شد و در لحظهی بعد با تمام قدرت دستش را پایین آورد.
از فشار بسیار زیاد ضربه، هوا نیز منفجر شد و حتی قبل از رسیدن به هدف، زمین شروع به خرد شدن کرده بود.
اما درست در لحظهی بعد، یک صدای بلند انفجارمانند ، پرده گوش همه را به لرزه درآورد و آن سربازانی که ده متر دورتر از بای زهمین ایستاده بودند، احساس کردند که بمبی درست در داخل سرشان منفجر شده و علاوه بر آن دنیای اطرافشان نیز برای لحظهای سفید شد چرا که بدنشان در اثر موج ضربهای به پرواز درآمده و درست قبل از غش کردن یک سرفهی خونین کردند.
تنها پس لرزه حمله وانگزدونگ، پنج مرد بالغ را از جنگ خارج کرده بود. این به تنهایی برای نشان دادن قدرت وحشتناکش کافی بود.
شکافی بزرگ بر خیابان سیمانی ایجاد شده و خاک به همهجا همراه با قطعات بزرگ سیمان شکسته پرواز میکرد در حالی که شکافها در همهجا گسترش پیدا میکردند. دیدِ همه توسط ابر بزرگی از غبار غول پیکر که بیش از دو متر ارتفاع داشت مسدود شد و نیمی از بدن غول پیکر وانگزدونگ را پوشانده بود که دیگر نمیشد آن را مانند یک انسان دید و از این فاصله درست مانند یک هیولا بود.
با این حال، خندهای متکبرانه بر صورت سربازانی که مرد هیولاوار را به عنوان یک خدای مرگ میدیدند نشانده نشد. در واقع، چشمان وانگزدونگ در حالی که در خود درخششی از ناباوری طلوع کرده و مردمکهایش گشاد شد.
وانگزدونگ انتظار داشت که همین حالا بدن دشمنش به تودهای از خمیر خونین ...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی

