فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 234

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۲۳۴ - قدرت کوبنده: شه+وت، قدردانی، تعجب، ترس برخلاف قدرت، چابکی، سلامتی و جادو : آمار مانا و استقامت از نوع مصرفی بود. این به این معنا نیست که مانا و استقامت برای همیشه کاهش یافته است، بلکه فقط تا حداکثر خود مصرف شده است. برای بازیابی استقامت و مانا نیاز به استراحت مناسب داشت و بسته به نوع استراحت و شرایط، سرعت ریکاوری تاثیر مثبت یا منفی خواهد داشت. زمانی که کسی استقامت زیادی را مصرف می‌کرد، می‌توانستند راه بروند و به آرامی استقامت خود را بازیابند. با این حال، اگر چنین شخصی کاملاً ثابت می‌ماند، آن سرعت بازیابی به مراتب بیشتر می‌شد و اگر آنها می‌خوابیدند، هزاران امتیاز را می‌شد با یک خواب شبانه بازیابی کرد. مانا هم همینطور بود. برای فعال کردن طلسم‌های جادویی یا مهارت‌هایی که مانا را ملزم می‌کرد تا جلوه‌های خود را نشان دهد، کاربر انرژی را لازم داشت که به استامینا برای دویدن با سرعت بالا یا نبردهای سخت تا حد مرگ نیاز داشت. برای بازیابی مانای هدر رفته، کاربر باید نه تنها طلسم‌سازی یا فعال‌سازی مهارت‌ها را متوقف کند. آنها همچنین نیاز به استراحت داشتند طوری که انگار مقدار زیادی استقامت خود را از دست داده بودند. بای زه مین فعلی مستقیماً دویست نقطه مانا را در عرض چند ثانیه مصرف کرده بود و تقریباً ۲/۳ مانا را از بدنش تخلیه کرده بود. این به این معنی بود که او نمی‌توانست برای بار دوم در میدان نبرد چنین طلسم وحشتناکی را شکل دهد. با این حال، او فعلی فقط به یک نمایش به این بزرگی نیاز داشت تا به زور تصویر خود را در ذهن همه نقش بندد... تا به کسانی که افکار شیطانی در سر داشتند از عواقب توهین به او هشدار دهد! ... سووش! سووش! سووش! سووش! نیزه‌های خونی سه متری، یکی یکی با حاشیه‌های کوچکی که میانشان وجود داشت، آسمان را شکافتند و صدها خط سرخ را جلوی چشم همگان ‌کشیدند. سرعت سقوط نیزه‌های خونی از ارتفاع چند صد متری وحشتناک بود تا جایی که خود هوا تکه تکه شد و کنار رفت. نیزه‌های خونی نه تنها به دلیل نیروی گرانشی زمین در حال سقوط بودند. بلکه بای زه‌مین از دستکاری خون استفاده می‌کرد تا سرعت حرکت نیزه‌ها را بسیار بیشتر کند! انفجار! انفجار! انفجار! انفجار! انفجار! رونق! رونق! رونق! رونق! ... مانند رعد و برق فرستاده شده توسط خدای زئوس اساطیر یونان، نیزه‌های خون از آسمان برای مجازات گناهکاران فرود آمد. نیزه‌های خون وظیفه مجازات کسانی را بر عهده گرفتند که به کسانی که نباید آنها را تحری+ک می‌کردند، توهین کردند و عصبانی کردند. ساختمان‌های اطراف مورد حمله نیزه‌های خون قرار گرفتند و پس از چندین انفجار، خانه‌ها شروع به ریزش کردند. فرقی نمی‌کرد خانه‌های ویلایی یک طبقه، آپارتمان‌های سه یا چهار طبقه، یا ساختمان هایی با ارتفاع بیش از پنج یا شش طبقه باشند. پس از کوبیدن نیزه ها، تمام ساختمان‌ها خرد و به تلی از آوارهای شکسته و بی‌فایده تبدیل شدند. «آه!» «کمک!» «ما تسلیم می‌شیم!» «لطفا بس کن!» ... ده‌ها افسر پلیس مسلح که قبلاً به بای زه‌مین تیراندازی می‌کردند، در حالی که نیزه‌ها در ساختمان‌ها نفوذ می‌کردند، در غبار خونی منفجر شدند. آنهایی که کمتر خوش شانس بودند و از پس لرزه حمله دورتر بودند، توانستند یک ثانیه بیشتر زنده بمانند، اما در لحظه بعدی ناامید شدند زیرا مردمک چشمانشان فروریختن سقف و دیوارهای بالای سرشان را منعکس می‌کرد. فرقی نمی‌کرد مرد باشد یا زن. تمام کسانی که به بای زه‌مین تیراندازی کردند و سربازان را در حمله خود به دهکده آغاز کشته بودند، یکی یکی قتل عام شدند و حتی گروهی در یک زمان کشته شدند. آنهایی که با درختان کنار جاده پوشیده شده بودند یا از اتومبیل یا هر چیز بی‌حرک دیگری به عنوان پوشش استفاده می‌کردند، مانند گروهی از مورچه‌ها بدون رهبر شروع به دویدن کردند. آنها فریاد می‌زدند، گریه می‌کردند، و وحشت زده بودند سعی می‌کردند تسلیم شوند و التماس رحم می‌کردند. آنها از حمله مجدد در زمانی که نجات یافته بودند عمیقاً پشیمان شدند. اما چیزی که بیشتر از آن پشیمان شدند آمدن به این مکان بود! متاسفانه برای این مردان که نمی‌دانستند که فرق قدرت گروه خود با طرف مقابل چقدر ا...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی