جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 236
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۳۶ - پیوستن رسمی
همانطور که بای زهمین به طومار مهارت در دستانش نگاه کرد، به یک نفر فکر کرد.
لو چنگ.
لو چنگ برادر بزرگ لو نینگ بود، اما از ترس تبدیل شدن به یکی از زامبیها یا شاید از ترس ظاهر ترسناک آنها، جرات رویارویی با زامبیها را نداشت. اگر مشکل اولین دلیل بود، با مهارت تغییرشکل مارمولک فلسدار آن مشکل عملاً به طور کامل ناپدید میشد. اگرچه این مهارت فقط پانزده دقیقه به طول انجامید، اما در طول این پانزده دقیقه زامبیهای معمولی قادر به شکستن دفاع او نیستند.
با این حال، بای زهمین به زودی ایده دادن این مهارت را به او کنار گذاشت.
اگرچه بای زهمین واقعاً از لو نینگ بسیار قدردانی میکرد و نمیخواست دختر را غمگین ببیند، لو چنگ لیاقت دریافت چنین مهارت خوبی را نداشت زیرا شجاعت جنگیدن تا حد مرگ در نبرد نزدیک را نداشت.
اگرچه مهارت رتبه اول تغییرشکل مارمولک فلسدار سطح ۲ مورد علاقه بای زهمین نبود، اما اگر آنها این مهارت را دریافت میکردند، میتوانستند یک جنگجوی قدرتمند تشکیل دهند یا میتوانستند قدرت یک جنگجو را که از قبل تشکیل شده بود به ارتفاعات جدید ارتقا دهند.
مشکل این بود که به جز ژونگ دی، این نوع مهارت به نظر نمیرسید که برای کسی که میشناخت مناسب باشد، زیرا برخلاف سبک مبارزهای بود که توسط آنها گسترش یافته و برنامه ریزی شده بود.
در نهایت، بای زهمین تصمیم گرفت فعلاً مهارت را ذخیره کند و تصمیم بگیرد که بعداً با آن چه کند.
بای زه مین به سربازان مجروح نزدیک شد و شروع به کمک به آنها کرد. بقیه آنها نیز همین کار را کردند و از چند درمان ساده استفاده کردند، در حالی که کانگلان از دو درمان روزانه خود برای سربازی استفاده کرد که پس از از دست دادن خون بسیار در آستانه مرگ بود.
با دیدن اینکه حتی قدرتمندترین رهبران به آنها کمک کردند تا بهبودی یابند و به نوعی از آنها مراقبت کردند، قلب سربازان بسیار متاثر شد. در این دنیایی که مرگ در گوشه و کنار آن انتظار میکشید و جان یک نفر کمتر از یک گالن سوخت ارزش داشت، اقدام بای زهمین و بقیه به طور غیرمستقیم وفاداری این مردان را جلب کرد.
اگر قبلاً فقط برای بهتر زندگی کردن میجنگیدند، حالا برای این رهبران هم میجنگیدند... چون بدون آنها قطعاً آینده آنها در مقایسه با دیگران خوب نبود.
علاوه بر این، قدرتی که بای زهمین نشان داد بسیاری از افراد حاضر را تکان داده بود. حتی بسیاری او را به عنوان یک انسان نمیبینند و او را فرستادهای میدانند که خداوند برای نجات بشر از فاجعه فرستاده است.
به زودی چندین خودرو در محل حاضر شدند و عدهای با دانش پزشکی شروع به انجام کارهای لازم برای مراقبت از مجروحان کردند و گروهی دیگر شروع به بار کردن اجساد سربازان مرده در کامیون کردند.
«حتماً همه اونها رو به درستی دفن کنید. همچنین، اگر این سرباز ها بچه های کوچبک یا والدین مسن یا همسری از قبل از آخرالزمان داشتن، حتما به اونها اطلاع بدید که دولت از اونها حمایت خواهد کرد و اونها نیازی به نگرانی برای غذا یا داشتن سقفی بالای سرشون ندارن.»
بای زهمین با جدیت دستور داد.
مرد میانسالی که این کارها را برعهده داشت، سری تکان داد و با احترام پرسید: فهمیدم. در مورد جنازههای دشمنان...»
ف...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی


