فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 237

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۲۳۷ - اردوگاه شمال در یکی از جاده‌های اصلی در ناحیه رولین، یک جیپ معمولی با سرعت متوسطی حرکت می‌کرد. با توجه به اینکه روز، تازه شروع شده بود و بوی هوای تازه صبح به لطف جنگل‌های بیکرانی که منطقه یانکینگ داشت، همه جا را فرا می‌گرفت، پرتوهای خورشید بسیار قوی بود. چنین منظره‌ای کاملا طبیعی بود و هیچ کس فکر نمی‌کرد چیزی در مورد آن عجیب باشد. با این حال، هر کسی که کمی تیزبینی داشت متوجه چندین بی‌نظمی می‌شد. به عنوان یکی از جاده‌های اصلی یک منطقه، تردد بسیاری از وسایل نقلیه در طول و عرض آن امری عادی است و حتی مقداری ترافیک غیرعادی نیست. با این حال، جیپ تنها وسیله نقلیه در حال حرکت بود، در حالی که بسیاری از خودروهای دیگر برای عبور و مرور به کنار جاده منتقل شده بودند. پرتوهای خورشید، در حالی که قدرتمند بودند، بسیار ضعیف بودند، با توجه به اینکه در این زمان از سال قرار بود این قسمت از چین از تابستان گرمی برخوردار باشد. هوای خنک صبحگاهی که به همه جا سفر می‌کرد، در واقع بوی کمی عجیبی در خود داشت و اگر بخواهیم با دقت بیشتری به آن توجه کنیم، متوجه می‌شویم که این بو در واقع بوی خون است. بای زه مین که روی صندلی مسافر جیپ نشسته بود، در حالی که از پنجره خودرو به بیرون نگاه می‌کرد، ظاهری معمولی داشت. با وجود اینکه ظاهر فردی بی‌حوصله داشت، بدنش برای هر نوع حمله دشمن آماده بود، زیرا اگرچه نمای بیرونی آرام بود، اما در حقیقت می‌دانست که همه چیز ساختگی است. در این دنیا چیزی به نام آرامش یک تجملات بود که دیگر نمی‌توان از آن لذت برد. یک روز از زمانی که دهکده آغازین توسط وانگ زدونگ، دای‌یون و چندین مرد مسلح با لباس پلیس مورد حمله قرار گرفت می‌گذشت. امروز صبح، درست در زمانی که اولین پرتو نور در افق به چشم می‌خورد، این جیپ به سمت شمال حرکت کرد نه تنها برای یک انتقام ساده بلکه برای از بین بردن سردردهای آینده و همچنین بلعیدن نیروهای طرف مقابل. اگر کس دیگری می‌توانست افکار بای زه‌مین را بخواند، احتمالاً او را مسخره می‌کرد یا شاید فکر می‌کرد که او رویاپردازی می‌کند. حمله به اردوگاهی که توسط صدها مرد مسلح و حدود دویست روح تکامل یافته محافظت می‌شد؟ البته مشکلی نیست اما... با یک جیپ معمولی؟ این یک فانتزی کودکانه بیش نبود... نه، حتی بچه‌ها هم چنین فانتزی ندارند و فقط یک فرد دارای اختلال روانی چنین خیالی را خواهد داشت. بای زه مین صورتش را کمی برگرداند تا به پهلویش نگاه کند و سپس نگاهی به آینه عقب انداخت. راننده در آن لحظه نانگونگ یی، یک تکامل‌دهنده روح در سطح ۲۳ با مهارت قدرتمند رتبه اول فعال که او را اساساً در برابر تعداد زیادی گلوله مصونیت می‌بخشد و به او قدرت هیولایی می‌دهد، بود. در عقب جیپ، دو زن زیبا و جذاب بی‌صدا نشسته بودند. ...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی