جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 238
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۳۸ - تقریباً ترساندن به حد مرگ
نیم کیلوگرم برنج سفید اگر با آب رقیق میشد تا کوفته درست شود برای یک هفته کامل برای یک خانواده کافی بود. پرداخت چنین مبلغی برای پارک خودرو کمی گران بود. علاوه بر این، به گفته میلین، آنها فقط حاضر بودند پنج کیلوگرم برنج برای وسیله نقلیه بپردازند که معادل تنها ده روز پارک بود.
البته پنج کیلو برنج این روزها مقدار زیادی غذا بود. یک خانواده معمولی حداقل برای مدت طولانی نگران گرسنگی نخواهند بود. بعلاوه، نگهداری یک وسیله نقلیه در این دوران آشفته جدید بسیار گران بود، زیرا بیشتر سوخت در منطقه اطراف توسط فرماندهی عالی اردوگاه جمع آوری شده بود و اگر کسی میخواست مقداری سوخت پیدا کند، باید به اعماق شهرها، شهرکها یا روستاهای ناشناخته میرفت. که به معنای احتمال زیاد مردن بود.
اگرچه نیم کیلوگرم برنج سفید در روز اساساً یک سرقت بود، بای زهمین و گروهش قصد نداشتند برای مدت طولانی در اینجا بمانند. در واقع، دلیل اینکه او هنوز حمله نکرده بود، دو عامل بود.
۱) شانگوان قبلاً گفته بود که میخواهد ببیند دو اردوگاهی که توسط نیروهای دولتی ایجاد شده چگونه است. تنها در این صورت او قضاوت میکرد که آیا واقعاً جای پای بای زهمین را دنبال میکند یا خیر.
۲) اگر بای زهمین و گروهش بدون توجه به عواقب آن حمله همه جانبه را انجام میدادند، بسیاری از افراد بیگناه درگیر میشدند. او در حالی که خود را قدیس نمیدانست و دستانش به خون بیش از صد انسان آغشته بود، دیوانه قاتل هم نبود. اگر او میتوانست از مرگ کسانی که درگیر نبودند جلوگیری کند، با کمال میل این کار را انجام میداد.
بای زه مین که تمایلی به فروش ماشین نداشت سرش را تکان داد و با صراحت گفت: جیپ رو نمیفروشیم، نگهش میداریم و هزینه پارکینگ رو میپردازیم.
چشمان میلین بهطرز عجیبی برق زد. سری تکان داد و با خونسردی اشاره کرد: در این صورت شما دو نفر دنبال همکار من میآیید و اون دو خانم با من مییان.
بای زه مین و سه نفر دیگر قبل از جدایی به یکدیگر نگاه کردند.
شانگوان و نانگونگ لینگشین از میلین پیروی کردند.
بای زه مین و نانگونگ یی مردی را که تاکنون سکوت کرده بود دنبال کردند.
اگرچه آنها از هم جدا شده بودند، اما حقیقت این بود که از دوطرف وارد اتاق دیگری شدند و تمام.
بای زه مین پس از ورود به یک اتاق ساده در داخل ساختمان که دو مقام دولتی قبلاً از آن خارج شده بودند، متوجه شد که دو مرد دیگر نیز در آنجا حضور داشتند و هر دو مسلح بودند اما نگهبان آنها تا جایی که تپانچههای نوع ۵۴راحت تا کمرشان پایین آمده بود در حال استراحت بودند. مرد با لباس رسمی به یک میز چوبی اشاره کرد و گفت: «اسم من ون رو عه. شما میتونید وسایل خودتون رو روی میز بذارید. ما اونها رو بررسی میکنیم تا مطمئن شیم که ...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی



