فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 239

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۲۳۹ - داخل پایگاه اگر در پایان روز مرده باشی، شکایت چه فایده‌ای داشت؟ فایده نداره! ون رو حتی دو بار فکر نکرد و در حالی که کیسه پر از برنج و انواع دیگر غذا را می‌بست، لبخندی بسیار متملق بر لبانش نشاند. «ظاهراً همه چیز اینجا مرتبه آقایون » نانگونگ یی و بای زه‌مین نتوانستند به یکدیگر نگاه نکنند. دو مرد با اختلاف سنی به قدری که پدر و پسر بودن، فکر می‌کردند که یک چیز وجود دارد که تغییر نکرده است: فرقی نمی‌کنه در این دنیای جدید باشه یا در دنیای قبلی. بدون قدرت کافی، فرد ضعیف مورد تمسخر و تحقیر قرار می‌گیره. آیا ون رو اگر نمایش بای زه‌مین نبود، همان طور که الان عمل کرد رفتار می‌کرد؟ البته که او این کار را نمی کرد. به احتمال زیاد، در این مرحله، بای زه‌مین و نانگونگ یی تمام دارایی‌های خود را از دست میدادند و بدتر از آن، جایی برای گریه کردن در مورد آن نداشتند. شکایات عمومی قبل از وقوع آخرالزمان و فروپاشی جامعه قدیمی اساساً بی‌فایده بود، ناگفته نماند که اکنون جامعه سقوط کرده و جهان در هرج و مرج فرو رفته است. اصولاً تا زمانی که مزاحم منافع بالادستی‌ها نمی‌شدند و هیاهوی زیادی به راه نمی‌انداختند، می‌توانستند هر کاری که می‌خواستند انجام دهند. بای زه مین نمی‌توانست احساس نکند که حیف است شانگوان نتواند شاهد این موضوع باشد. می‌خواست او ببیند که اردوگاهی که توسط نیروهای پلیس دولتی ایجاد شده بود با لکه‌های سیاه آلوده است. بلافاصله پس از آن، دو مرد مسلح نیز قبل از اینکه از میز دور شوند، کیسه‌ای را که در آن غذاهای پرکالری قرار داشت، با احتیاط بسته بودند، گویی می‌ترسیدند چیزی که داخل کیسه‌ها بود آنها را بخورد و نه برعکس. «آقایون لطفا این فرم رو پر کنید.» ون رو به سمت یک میز ساده رفت و چند کاغذ بیرون آورد و با دو دست به بای زه‌مین و نانگونگ یی داد، حالتی که صورتش قبلاً داشت هیچ جا دیده نمی‌شد و فقط احترام و احتیاط بود. بای زه مین سند را خواند و متوجه شد که شبیه کاغذهایی است که گروهش هر روز صبح در میدان مرکزی به مردم دهکده آغازین می‌دهند. اساساً سند این بود که بازماندگان با مهارت ها، توانایی‌ها، دانش، نوع شغلی که قبل از آخرالزمان داشتند و غیره را پر کنند... ون رو با دیدن چهره این دو مرد، با عجله توضیح داد: «هر چه توانایی‌های شما بهتر باشه، رفتار بهتری با شما میشه. همچنین، از اونجایی که شما دو نفر تکامل دهنده روح قدرتمندی هستید و حتی مهارت‌های فعالی دارید، قطعا مورد توجه قرار خواهید گرفت. نیروهای اصلی از پایگاه مراقبت می‌کنن.» «می بینم.» بای زه‌مین قبل از اینکه آرام بپرسد، سرش را تکان داد: «در صورتی که همه چیز رو منفی پر کنیم و فقط اسم خودمون رو اینجا بنویسیم برخورد با ما چطوری خواهد بود؟» «این...» ون رو برای یک لحظه لال شد و نتوانست بفهمد این سوال برای چ...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی