فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 242

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۲۴۲ - مشکلات مادر و دختر در طول راه، به نظر می‌رسید که شانگوان با وضعیت یی فانگ و دختر جوانش شیانگ فنگ بسیار همدل بود. او که معمولاً مانند یخ سرد بود، ناگهان به نظر می‌رسید که تبدیل به یک شخص دیگر شده است. این مخفیانه بای زه‌مین را بسیار شگفت زده کرد. از این گذشته، اولین باری بود که او می‌دید که این زن یخی چنین رفتاری می‌کند. حتی زمانی که وو یی‌جون، که دوست دوران کودکی او بود، در خوابگاه زنانه گرفتار شده بود و زندگی یا مرگ او نامعلوم بود، او چنین مراقبتی از خود نشان نداد. شاید، به لطف زیبایی‌اش که به‌عنوان نوعی تقویت‌کننده اعتماد به نفس عمل می‌کند، یی فانگ موانع زیادی نداشت و همچنین احتیاط زیادی نسبت به شانگوان نداشت. زن پس از چند دقیقه صحبت، به آرامی ماجرا را تعریف کرد که چگونه خود و دخترش در چنین وضعیت پر خطری قرار گرفتند. یی فانگ در گذشته با مردی خوب و خانواده گرا ازدواج کرده بود. شوهرش، پدر شیانگ فنگ کوچولو، فرد ثروتمندی نبود، اما هر روز سخت کار می‌کرد تا از خانواده‌اش مراقبت کند و رابطه بین این سه نفر بسیار خوب بود، حتی اگر مانند همه زوج‌ها در جهان گاهی اوقات اختلاف نظر وجود داشته باشد، متأسفانه پس از حدود پانزده سال ازدواج، پدر شیانگ فنگ کوچولو از دنیا رفت... به طور دقیق تر، این اتفاق یک ماه پیش رخ داد. درست زمانی که ثبت روح در زندگی همه موجودات زنده روی زمین بدون دعوت ظاهر شد و زمانی که مانا که به تازگی بیدار شده بود باعث آخرالزمان شد. شوهر یی فانگ برای محافظت از دو زن مهم زندگی خود، چندین زامبی را در طول راه کشت تا با دستان خود راهی از آپارتمانی که در آن زندگی می‌کردند ایجاد کند. او حتی با تلاش‌های خود توانست در مدت زمان کوتاهی به یک تکامل دهنده روح سطح پنج تبدیل شود. متأسفانه، این مرد برای محافظت از دخترش توسط یک زامبی زخمی شده بود... و مانند هر تکامل یافته روحی که توسط مانای شرور زامبی‌ها آلوده شده بود، مرد به طور طبیعی شروع به از دست دادن عقل خود کرد. مرد قبل از اینکه عقلش را از دست بدهد و بدنش دیگر متعلق به او نباشد، با خانواده‌اش خداحافظی کرد و زیر نگاه پر درد مادر و دختر به جنگلی رفت تا دیگر دیده نشود. خوشبختانه، پس از دو روز پنهان شدن در زیرزمین یک خانه کوچک، زوج مادر و دختر توسط چند افسر پلیس شهر تی‌نیان پیدا و نجات یافتند و سپس به پایگاه فعلی که تازه در ...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی