فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 244

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۲۴۴ - ارزش غذا وقتی یی فانگ انتخاب لباس برای خود و شیانگ فنگ را تمام کرد، بای زه‌مین کوله پشتی را از پشتش برداشت و بازش کرد تا محتویات آن را آشکار کند و شروع به جستجوی مبلغ توافق شده برای مرد مقابلش کرد. با این حال، اگرچه او این اقدام را بدون فکر زیاد انجام داد، اما با مشاهده مقدار تدارکات داخل کیف، محیط اطراف کمی آشفته شد. مقدار غذایی که بای زه‌مین آورده بود به سادگی بیش از حد بود. این اولین باری بود که این بازماندگان از زمان وقوع آخرالزمان این همه غذا می‌دیدند. اگرچه مردم در حالی که با انگشت نشان می‌دادند شروع به غر زدن برای یکدیگر کردند، اما هیچ یک از آنها جلو نرفتند تا دردسر ایجاد کنند. فردی با این همه تدارکات قطعاً یک فرد معمولی در داخل پایگاه نبود. همه این بازماندگان قبلاً فهمیده بودند که اگر کسی قدرتمند را عصبانی کنند، به سادگی بدتر از سگ و گربه خواهند مرد. در واقع، یافتن اجساد در ناودان‌ها اغلب منظره عجیبی برای این افراد نبود. بسیاری از بازماندگانی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم افرادی را که نباید آزار می‌دادند، روز بعد بی‌جان پیدا شدند. بای زه مین طبیعتاً دلایل خود را برای انجام کاری داشت. او به درخشش همه توجه نکرد و چندین بسته نودل فوری برداشت. «این قیمت توافقه.» در حالی که بسته‌ها را به مرد کوچک می‌داد گفت. فروشنده وقتی بسته‌های نودل فوری را می‌گرفت، مقدار مواد داخل کیسه را دید، و به‌طور شنیدنی آب دهانش را قورت داد. در ذهنش میلیون‌ها بار به مرد جوان مقابلش فحش می‌داد. مرد فکر کرد اونجا خیلی غذا داری ولی با یه میگو مثل من کلی چونه میزنی؟ شرم نداری؟ ، در حالی که بای زه‌مین را تماشا می‌کرد که کیفش را بسته و آن را به پشتش می‌برد و روی یکی از شانه هایش آویزان بود. «بیا بریم.» به قصد ادامه نگاه کردن به مغازه‌های لبه خیابان با خونسردی گفت. او هنوز چیزهایی داشت که باید بخرد. سه زن در سنین مختلف، دو بزرگسال و یکی ریزه اندام، از نزدیک او را دنبال کردند. «برادر کوچولو از من یچیزی بخر!»* «اینجا رو نگاه کن! مطمئنم چیزی که دوست داری پیدا میکنی!» «فقط ۲ بسته نودل فوری برای این تلویزیون هوشمند!» «مرد جوان...» ... بسیاری از فروشندگان که ناامید به نظر می‌رسیدند تلاش خود را کردند تا توجه بای زه‌مین را به خود جلب کنند تا از شر چیزی خلاص شوند که دیگر برایشان مفید نبود، برخی فریاد زدند، برخی دیگر ح...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی