فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 249

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۴۹ - سه در مقابل صدها (قسمت ۱)

-منطقه جنوب شرقی کمپ شمال.

منطقه شرق کمپ شمال برعکس منطقه غرب بود.

منطقه غرب جایی بود که ناتوان‌ترین بازماندگان در آن ساکن بودند. این قسمت از پایگاه از پایین‌ترین طبقه بازماندگان، پایین‌ترین اعضای هرم اجتماعی و غذایی تشکیل شده بود. مردمی که در اینجا زندگی می‌کردند از گرسنگی رنج می‌بردند و مجبور بودند از انواع اعمال استفاده کنند تا بارقه امیدی برای دیدن طلوع خورشید روز بعد از افق به دست آورند.

از سوی دیگر، منطقه شرق محل سکونت همه کسانی بود که قدرت خاصی داشتند. این بخش از پایگاه متشکل از مقامات عالی دولتی بود که توسط کانگ رونگ و لو یان، بالاترین رهبران انتخاب می‌شدند. علاوه بر اعضای دولت یا افسران پلیس با کمی رهبری و قدرت در میان سربازان، تکامل‌گرایان قدرتمند روح و خانواده‌هایشان نیز حضور داشتند.

مردم ساکن در منطقه شرق از بهترین رفتار ممکن برخوردار بودند: آنها بهترین غذا را می‌خوردند، بهترین ش+راب را می‌نوشیدند، از بهترین زیبایی‌ها لذت می‌بردند، و عملاً حق داشتند تقریباً هر کاری را انجام دهند تا زمانی که بر منافع شخص دیگری تأثیر نگذارد.

اگر منطقه غرب جهنم بود، بدون شک منطقه شرق بهشت بود. بهشتی که بازماندگان عادی هرگز نمی‌توانستند به آن دسترسی داشته باشند و فقط می‌توانستند در حالی که از نزدیک و در عین حال از دور به آن نگاه می‌کردند، رویای آن را ببینند.

اگرچه یک ماه از وقوع آخرالزمان گذشته بود، چراغ برق همچنان به درستی کار می‌کرد. اگرچه نیروگاه‌ها برای کار به نیروی انسانی نیاز داشتند، مدتی طول می‌کشد تا ژنراتورهای بزرگ از کار بیفتند. به لطف همین بود که بشر همچنان می‌توانست از نور مصنوعی برای روشن کردن دنیای تاریک شب هر بار که خورشید به زیر افق می‌رفت استفاده کند.

در داخل یکی از مجلل‌ترین ویلاهای شرق نورپردازی روشن بود و از بیرون این ساختمان سه طبقه به خودی خود مانند یک آسمان کوچک پرستاره به نظر می‌رسید.

در یک اتاق ناهارخوری بسیار بزرگ و مجلل تزئین شده، صدای تق تق ظروف آشپزی تنها صدایی بود که به گوش می‌رسید.

شش زن زیبا با لباس خدمتکاری فرانسوی در دو ردیف سه تایی در دو طرف میز بزرگ بلوط ایستاده بودند. سن زنان متفاوت بود. نوجوانان، جوانان، و زنان بالغ بودند، حتی یکی بود که از میانسالی گذشته بود، اما به وضوح وضعیتش را حفظ می‌کرد و به جز چین و چروک‌های خفیف در گوشه چشم، زیبایی‌اش دست نخورده بود.

اندام‌های کوچک، بدن‌های انحنا دار، بدن‌های انفجاری، چهره‌های معصوم، چهره‌های سرد، چهره‌های مهربان، چهره‌های جذاب و غیره. هر شش زن از سبک‌های خاص خود بهره می‌بردند، اما همه آنها به طور طبیعی زیبا بودند. آنها قطعا از زیباترین‌ها بودند. دقیقاً به همین دلیل بود که آنها با وجود نداشتن هیچ پشتیبان یا قدرتی برای تکیه کردن، موفق شدند در چنین مکانی کار کنند.

شش زن با کمی اشتیاق به ظروف روی میز نگاه کردند. اگرچه آنها نسبت به بسیاری از بازماندگان در پایگاه وضعیت بهتری داشتند، اما لذت بردن از وعده‌های غذایی مانند آنچه در حال حاضر به آن نگاه می‌کردند کاملا غیرممکن بود.

برنج سرخ شده، برنج با سس سویا، مرغ پخته شده، گوشت هیولای جهش یافته، ماهی دودی، حتی دو بطری بزرگ اسپرایت و کک وجود داشت. به جز گوشت جانور جهش یافته، چنین غذاهایی ممکن است در گذشته نسبتاً عادی بوده باشند. با این حال، پس از ظهور ثبت روح بر روی زمین و سقوط جامعه، چنین وعده‌های غذایی تجملاتی بودند که کمتر کسی می‌توانست از آن...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی