فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 254

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۵۴ - سه در برابر صدها (قسمت ۶)

«دلیل اینکه در آخرین لحظه بو+سه مرگ رو انجام ندادم این بود که احساس کردم تو هیچ قصد بدی نسبت به من نداری.»

زن جوان خارجی پس از گفتن آن سخنان با صدایی که یک قاتل خونسرد نباید می‌داشت، با چشمان سبز پررنگ خود به چهره همه نگاه کرد.

در حالی که شانگوان، نان‌گونگ لینگ‌شین و نان‌گونگ یی به طرز عجیبی به او نگاه می‌کردند، حالت بای زه‌مین به شدت سرگرم کننده بود.

او به قاتل زیبا نگاه کرد و لب هایش ناخودآگاه کمی به سمت بالا خم شد، «می‌گم فرفری طلایی، متوجه وضعیت بدنت نیستی؟ نه تنها شونه چپت رو سوراخ کردم، بلکه اونقدر به تو ضربه زدم که بعد از تف کردن خون از هوش رفتی... مطمئنی که ضربه ذهنت رو از کار ننداخته؟»

قاتل جوان مو بلوند به نظر نمی‌رسید به افکار دیگران اهمیت دهد و در عوض بلافاصله اسلحه خود را پس گرفت.

بای زه‌مین قبل از اینکه به شانگوان اشاره کند لحظه‌ای به او نگاه کرد.

او زن جوان خطرناک و کشنده‌ای را که تقریباً هم سن او بود، درک کرد و به او نزدیک شد. پس از یک نگاه بی‌دقت، او به طور اتفاقی دستش را فشرد و رشته‌های الیافی که حرکات زن را بسته بود، یخ زد.

در لحظه بعد، تاندون‌های سخت و محکمی که با یخ بسته شده بودند شروع به ترک خوردن کردند و متعاقباً به صورت انبوهی از قطعات کوچک یخ منفجر شدند و روی زمین افتادند و پس از لحظه‌ای ذوب شدند.

قیافه قاتل کوچولو کمی تغییر کرد و با تعجب در چشمان جدی و سرد خود به جوان زیبا با موهای نقره‌ای نگاه کرد. پیش از این، او خطر را از سوی زن جوان مو نقره‌ای احساس کرده بود، اما تنها زمانی که بازی او را دید، متوجه شد که غیر از مرد جوانی به نام بای زه‌مین، جانور وحشتناک دیگری نیز وجود دارد.

قاتل خنجر را گرفت و روی پاهایش تلو تلو خورد. صورتش کمی پیچ خورد، انگار بای زه‌مین خودش را مهار کرد، فقط اندام‌های داخلی اش بعد از ضربه محکم قبل از از دست دادن هوشیاری لرزیدند.

سعی نکرد فرار کند، او می‌دانست که در بهترین لحظه‌اش نتوانسته است از دستان جوانی که چشم‌های سردی دارد بگریزد، بنابراین اکنون که مجروح شده است، حتی کمتر می‌تواند از دست او فرار کند. ناگفته نماند زیبای مو نقره‌ای با حالتی بی‌تفاوت به او نگاه می‌کرد که انگار منتظر لحظه‌ای است که حرکتی اشتباه انجام دهد تا به او حمله کند.

اولین کاری که قاتل پس از ایستادن و بیرون آوردن خنجر مورد علاقه اش انجام داد این بود که لباس هایش را خوب بررسی کرد و سپس بدن خود را معاینه کرد.

«شانه من...» با تعجب خیره شد که زخم روی شانه اش ناگهان خونریزی قطع کرد.

صدای بای زه‌مین بلافاصله توجه او را به خود جلب کرد.

با خونسردی نگاهش کرد و با بی‌تفاوتی گفت: «راستش با تو، اگر به این دلیل نبود که مهارت خنجر را در لحظه آخر فعال نمی‌کردی، الان در وضعیت بسیار بدی قرار می‌گرفتی... همه دشمنای من همیشه با مرگ ملاقات کردن. یه سرنوشت ناخوشایند، و کسایی که سعی کردن به هر طریقی به من آسیب برسونن، همیشه به طرز وحشتناکی شکست می‌خورن.

همانطور که مهارت دستکاری خون بای زه‌مین به مرتبه دوم تکامل یافت، نه تنها قدرت او در ۲ ضرب شد بلکه بای زه‌مین دومین فعال سازی را دریافت کرد که به او توانایی فعال کردن یک مهارت مربوط به دستکاری خون را داد. اما جدای از این، او همچنین اطلاعات زیادی را در مغز خود دریافت کرده بود، اطلاعاتی که از رون‌های قرمز رنگ به دست می‌آمد که نشان دهنده مهارت دستکاری خون بود که عمیقاً در روح او حک شده بود.

حال، در حالی که بای زه‌مین نمی‌توانست زخم را التیام بخشد یا روند بهبودی را تسریع کند، حداقل می‌توانست خون را به گونه‌ای منعقد کند که نه تنها زخم را مسدود کند و از خروج خون از بدن جلوگیری کند. او همچنین می‌تواند این کار را به گونه‌ا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی