فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 276

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۷۶ - مشکل جدید

یک گروه هفت نفره دور یک میز چوبی بزرگ در اتاق غذاخوری که با وسایل تجملاتی زیادی تزیین شده نشسته بودند. لوازم بسیار لوکس و گران‌قیمت خانه انقدر زیاد بود که میشد با آنها چندتا خانه‌ی دیگر را هم کامل و باکلاس کرد. گروه هفت نفره در حالی که با یکدیگر مشغول گپ و گفت بودند، از انواع غذاهای لذیذی که جلویشان چیده شده بود لذت می‌بردند.

روی میز مملو از انواع ظروف غذا بود. از غذاهای سرد و گرم گرفته تا انواع مختلف سوپ گوشت و سبزیجات سرخ و یا آب‌پز شده. شاید یک ماه پیش چنین ترتیب غذایی معنی چندانی نمی‌داشت، اما امروز فقط رهبران قدرتمند گروه‌ها یا افرادی که به اندازه کافی قوی بودند تا شهرها یا دهکدههایی را که هیچ کس دیگری کاوش نکرده بود، کشف کنند، می‌توانستند از چنین پذیرایی بهره‌مند شده و لذت ببرند.

در واقع، بسیاری از این غذا از منابع موجود در دهکده‌ای متعلق به کانگ‌رونگ، تصاحب شده بود.

پس از اینکه لو شیایائو ایده کمک به بای زه‌مین در ساخت مدرسه کودکان و یک آکادمی نظامی برای دانش آموزان نوجوان را مطرح کرد، همه به سالن غذاخوری رفتند که در آن ناهار امروز زیر نظر خدمتکاران سرو می‌شد.

یکی از چیزهایی که بای زه‌مین وقتی پشت میز نشسته بودند متوجه شد این بود که به جز آنهایی که هنوز مشغول کارهای مختلف بودند، همه دختران دهکده کنار میز صف کشیده‌اند. چنین چیزی در دوران باستان و خانواده‌های اشرافی عادی بود اما این ظاهر چندان چیزی نبود که بای زه‌مین را خوشحال کند، زیرا باعث می‌شد این زنان بیشتر شبیه برده به نظر برسند تا خدمتکار.

بنابراین، با دستور مستقیم او، همه خدمتکاران به آشپزخانه رفتند، جایی که می‌توانستند ناهار خود را بدون اینکه منتظر بمانند تا رهبران غذایشان را بخورند، صرف کنند. با توجه به اینکه همه چیز لازم از قبل فراهم و آماده شده، حضور آنها در اینجا ضرورتی نداشت.

هنگام صرف غذا، گروه در مورد مسائل اساسی صحبت کردند و لو یان به بای زه‌مین ایده‌های زیادی در مورد چگونگی کنترل آسانتر نیروها و همچنین ابراز حمایت کامل خود نشان داد. با این حال، چیزی که بیش از همه بای زه‌مین را شگفت زده کرد این بود که دختر لو یان، لو شیایائو، واقعاً باهوش بود.

این دختر ۱۸ ساله بسیار به خودش افتخار می‌کرد و این افتخار در چهره و چشمانش خودنمایی می‌کرد که از نظر بای زه‌مین هیچ معنایی نداشت زیرا همه چیزی که داشت از طرف پدرش بوده و هست. با این حال، شاید همین قدرت‌نماییش بر او تأثیر گذاشت، یا شاید او پس از مقایسه خود با زنانی مانند شانگوان یا نان‌گونگ لینگ‌شین که کمی بالغ به نظر می‌رسیدند تحت تأثیر قرار گرفته و در نهایت شروع به تجزیه و تحلیل منطقی مسائل کرده و پتانسیل خود را نشان داده بود.

پس از حدود بیست دقیقه صحبت در مورد موضوع مدرسه و آکادمی نظامی، آنها در مورد اینکه چه مواردی موردی و در کدام بخش‌ها بیشتر مورد نیاز است و یا اینکه کدام موارد در این دنیای جدید آنچنان کاربرد ندارند و همچنین حقوق و دستمزد افراد بحث کردند. گروه به آرامی غذا می‌خوردند، در حالی که لو به یان به دقت توضیح می‌داد که چه گروهش چه تعداد سرباز را کنترل کرده و چه مقدار سلاح گرم در اختیار دارند.

«در حال حاضر افراد تحت فرمان من، تقریباً ۳۴۶ شبه نظامی هستن. اما تنها ۷۰ مورد از اون‌ها رو میشه تا حدودی در کنترل اسلحه ماهر و زبردست در نظر گرفت و اینم فقط در مورد سلاح‌های کوچک‌تر بدون نیروی لگد زیاد صدق می‌کنه.» لو یان قبل از ادامه دادن لحظه‌ای فکر کرد: «در حین پاکسازی شهر تین‌یوان، سیل عظیمی از زامبی‌ها ما رو محاصره کردن و مجبور بودیم تا با فدا کردن خون‌های زیادی راه خودمون رو باز کنیم که همین هم باعث شد تا افراد با استعداد زیادی رو از دست ب...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی