جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 281
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۸۱ - تغییری بزرگ در سه روز
هنگامی که همه مشغول هستند، انگار گذر زمان تسریع میشود، به همین دلیل برای بای زهمین، ۷۲ ساعت زمان در یک چشم به هم زدن تمام شد.
در طول این سه روز، حجم کاری که باید انجام میداد خیلی زیاد بود. به حدی که تقریباً ۳ یا ۴ ساعت در روز به سختی میخوابید. اگر به خاطر این موضوع نبود که قدرت روح او به طور ویژه بالا بود، حتی با وجود تکامل روح، الان از پا در می آمد.
این به این دلیل است که تجارت بای زهمین به هیچ وجه یک کار چرند و ناچیز نیست.
او ابتدا باید با رهبران گروههای مختلف در اردوگاه شمالی، از جمله رهبران قبلی گروه، لو یان، ملاقات میکرد. سپس، بای زهمین مجبور شد نیروها را باعجله و بدون آمادگی قبلی اصلاح کند تا مردانی را که قبلاً به دلیل جنگ خاموش و پر از نفرت بین فرماندهانشان درگیری داشتند، متحد کند.
به منظور آشنایی بیشتر با نیروهای مسلح، بای زهمین چندین سفر را در جستجوی تدارکات در منطقه اطراف انجام داد و هیچ وقت بیش از ۱۰۰ کیلومتر از پایگاه دور نشد. از آنجایی که بیشتر مناطق از همان اول در ماه گذشته کشف شده بودند، چیز زیادی پیدا نشد، اما آنچه می شد یافت برای جبران سوخت از دست رفته و بدست آوردن سود، کافی بود تا اطمینان حاصل شود که زمان صرف شده یک ضرر به حساب نمی آید.
مبارزان، کم کم با این رهبر جدید آشنا شدند و اکثریت قریب به اتفاق آنها به زودی او را پذیرفتند. از این گذشته، چه کسی یک رهبر قوی و توانا نمی خواست که در خط مقدم جنگیده و دشمن را سرنگون کرده؟ قدرت، شجاعت و تسلط بای زهمین در میدان جنگ کافی بود تا تحسین و وفاداری بسیاری از مردان مسلح را به خود جلب کند.
در این پایگاه، روی هم رفته صد نفر از تکامل دهندگان روح وجود داشت، اما در طول سه روز گذشته، این تعداد به سیصد افزایش یافت. به طور خلاصه، افزایش ۲۰۰ درصدی در داوطلبان روح وجود داشت.
این نرخ رشد شگفت انگیز، به لطف شانگوان بینگ شو بود. در حالی که بای زهمین درگیر کنترل قدرت واقعی پایگاه بود، او اصلا بیکار نبود.
بای زهمین وظیفه نظارت بر توزیع غذا بین بازماندگان، راه اندازی یک تیم لجستیک کارآمدتر برای پشتیبانی از خطوط مقدم، شمارش میزان تدارکات موجود در پایگاه و تخمین مدت زمان لازم در آن زمان را به او محول کرد. نرخ مصرف جدید که موجودی مهمات و بسیاری از وظایف دیگر را مشخص می کند.
حتی اگر نانگونگ لینگشین، نانگونگ یی، و تیم تدارکات جدید برای کمک به او حضور داشتند، شانگوان بینگ شو بیش از حد سرش شلوغ بود و به سختی زمانی را برای جذب قدرت روح موجودات زنده دیگر برای بالا بردن سطح پیدا میکرد.
در واقع، این گروه چهار نفره در سه روز گذشته به ندرت چهره یکدیگر را دیده بودند.
در مورد اینکه چرا تعداد بازماندگانی که ناگهان جهشیافته شده اند افزایش یافته است، شروع کننده، شانگوان بینگ شو بود.
همچنین در قسمتهای مختلف پایگاه غرفههای متعددی جهت توزیع اقلام امدادی برپا شده بود. درست مثل گذشته، هر روز این اتفاق میافتاد، اما همه چیز در مقایسه با زمانی که کانگرونگ و لو یان مسئول پایگاه بودند تغییر کرده بود.
یک خانواده معمولی متشکل از یک زن و شوهر و پسر سیزده سالهشان که در میان صف طولانی بازماندگان ایستاده بودند، با آرامش، کاسه های خود را حمل میکردند. این خانواده بر خلاف گذشته نگاه فوقالعاده محتاطانهای در چشمان خود نداشتند و مشخص بود که تغذیه آنها بسیار بهبود یافته است.
پوست این زن ۳۷ ساله که قبلا خشک و مایل به زرد بود، دوباره صاف شد، رنگ سفید طبیعی او احیا شد، در حالی که لکههای صورتش به آرامی مثل جادو از بین رفت.
ماهیچههای ضعیف مرد، تا حد زیادی بهبود یافته بود و قدرت چشمانش او را مانند شیر آماده برای نبرد جلوه میداد.
بعد از حدود ۲۰ دقیقه خانواده سه نفره نوبت شان شد و یک مرد چاق، با قاشقی در دس...
کتابهای تصادفی



