فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 283

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۸۳ – درمانگر زهرآگین

بای زه‌مین مانند رعد و برق، درخشید و در مدت کوتاهی جنگل را ترک کرد و مدتی بعد به شهری که پایگاه در آن قرار داشت رسید.

همانطور که با سرعت خیلی زیاد در خیابان‌های خلوت می‌چرخید، بازماندگانی که فقط انسان‌های معمولی بودند، احساس کردند که طوفان بزرگی از کنارشان می‌گذرد. تنها چیزی که توانستند با تلاش زیاد ‌تشخیص دهند، سایه‌ای بود که برای کسری از ثانیه، در مقابل آنها ظاهر شد قبل از اینکه سایه محو شود.

برخی از آنها ترسیده و به خانه‌های خود فرار کردند، در حالی که برخی دیگر که شکوه و عظمت تکامل دهندگان روح را دیده بودند، به طور طبیعی این اتفاق را به جنگجوی قدرتمندی که از منطقه عبور می کند ربط دادند.

خوشبختانه، هیچ کس آنچه که اتفاق افتاد را به حمله هیولا ربط نداد. با توجه به اینکه برای نفوذ هیولا به مرکز پایگاه، ابتدا باید از چندین خطوط دفاعی و پست‌های بازرسی نگهبانی عبور کرد، کاملا طبیعی بود.

یکی دیگر از چیزهایی که بای زه‌مین را خوشحال کرد این بود که در حالی که شمشیر بزرگ فلس فروزان او حدود ۱ تن وزن داشت، که اساساً معادل یک ماشین بود، اینطور نبود که با هر قدمی که برمی‌داشت زمین را طوری به لرزه درآورد که انگار یک تیرانوسوروس رکس در اطراف راه می رود. به هر حال، اینطور نبود که ماشین‌ها هر بار که چرخ‌هایشان می‌چرخد، زمین را به لرزه در ‌آورند و کنترل بای زه‌مین بر بدنش عملا عالی بود، و می‌توانست کنترل کند که وزن بدنش چگونه بر محیط اطرافش تأثیر می‌گذارد.

بای زه‌مین کمتر از پنج دقیقه پس از خروجش از جنگل، به ورودی ویلای فعلی خود در این پایگاه رسید. حتی وقتی که برای مدتی توقف کرد تا با لیلیث در جنگل صحبت کند، باز هم ‌توانست به نحوی سر وقت تعیین شده ای که به شانگوان بینگ شو اطلاع داده بود، برسد قبل از اینکه ارتباطش را قطع کند.

.

بای زه‌مین در حالی که آرام به داخل خانه می‌رفت، توانست حضور های متفاوتی را در داخل خانه خود احساس کند که با هاله‌های ایوانجلین، شانگوان بینگ شو، نانگونگ یی، نانگونگ لینگ‌شین و بقیه افرادی که در اینجا زندگی می‌کنند از جمله خدمتکاران خانگی متفاوت بود.

با این حال، او از قبل با هاله‌ای که از روح این افراد تراوش می‌کرد کاملا آشنا بود. اگرچه بای زه‌مین احساس می‌کرد که اینکه چگونه می‌تواند آزادانه قدرت روح دیگران را احساس کند، گیج کننده است. او هیچ پاسخی برای این موضوع نداشت، بنابراین فقط می‌توانست آن سوال را به طور موقت کنار بگذارد.

وقتی به اتاق نشیمن رسید، اولین چیزی که بای زه‌مین با آن رو به رو شد، لبخندی بزرگ روی صورت فو شوفنگ بود.

آن جوان لاغر اندام، زره چرمی قهوه‌ای تیره‌ای را که بای زه‌مین برای او ساخته بود به تن داشت و در حال حاضر با دختر زیبای حدوداً ۲۳ ساله گفت و گو می کرد.

این دختر فو شورن، خواهر بزرگتر فو شوفنگ بود که بای زه‌مین چهار شب پیش به طور تصادفی او را در حمام مرمری بزرگ ملاقات کرد.

به غیر از فو شوفنگ، کانگ لان نیز حضور داشت. او یک زره چرمی روشن به رنگ پلاتینی پوشیده بود که با استفاده از چرم و پوست میمونی پلاتینیومی رتبه یک ساخته شده که بای زه‌مین چند روز قبل از اینکه سرانجام به در خروجی دانشگاه راه پیدا کند شکست داده بود.

علاوه بر فو شوفنگ، فو شورن و کانگ لان، برادران نانگونگ و شانگوان بینگ شو نیز حضور داشتند.

در اصل، به جز فو شورن، همه حاضران افرادی بودند که چندین بار با هم جنگیده بودند زیرا حتی خواهر و برادرهای نانگونگ که کمتر از دو هفته پیش به گروه پیوسته بودند، در زمانی که بای زه‌مین هنوز در حال تدارک ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی