جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 291
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
۲۹۱ - شانگوان از کما بیدار شد
گرچه لیلیث میتوانست نگرانی را در چشمان بای زهمین ببیند، و همچنین متوجه شده بودکه چگونه روحیه اش به طور قابل توجهی کمرنگ شده است، اما برای اولین بار از زمانی که آنها یکدیگر را ملاقات کردند، هیچ حرف دلگرم کننده ای برای گفتن به او نداشت.
در ماه گذشته، بدون توجه به وخامت شرایط هر چقدر هم که مسیری که بای زهمین در پیش داشت تاریک بنظر می رسید همیشه مانند نورافکنی بود که در تاریکی راهنمای او بود و هر قدمی را که برمی داشت با لبخند روشن میکرد.
اما در مورد قطعه های آسمان، حتی لیلیث هم اساسا چیز زیادی نمیدانست . او تنها چیزهایی را می دانست که پس از پیوستن به ارتش شیطانی آموخته بود که آن هم چیزی به جز اطلاعات اولیه و پایه نبود
«قطعه های آسمان از نیروی روح به عنوان منبع انرژی استفاده میکنند.» لیلیث در حالی که با دقت به بای زهمین نگاه میکرد، با آرامش توضیح میداد تا مطمئن شود که او به خوبی هر کلمه ای را که میگوید درک می کند«مشکل اینه که نیروی روح باید توسط یک موجود زنده تأمین بشه، چون قطعه های آسمان فقط تکههایی از یک صورت فلکی بجا مونده از یک وجود عالی و برترن که زمانی به همه موجودات زنده دیگه حکومت میکرده میفهمی که منظورم چیه، نه ؟»
بای زهمین سرش را به نشانه ی فهمیدن تکان داد و با صدایی سنگین گفت: «صورت های فلکی اساساً بقایای بجا مونده از موجوداتی مثل الهه یخی اسکادی هستن تا جهان هرگز وجودشون رو فراموش نکنه و قطعه های آسمان در واقع بخشی از اراده به جا مونده از چنین موجوداتین…. که این یعنی قطعه های آسمان از نیروی روحی استفاده میکنن که از موجوداتی مثل الهه یخی اسکادی درونشون باقی مونده اما این نیرو به شکل تدریجی و آهسته آهسته تخلیه میشه تا زمانی که کاملا ناپدید بشه . »
«درسته » لیلیث با چشمانی براق سری تکان داد. «نیروی روحی که از موجوداتی مثل الهه یخی اسکادی در داخل قطعه های آسمانی باقی مونده خیلی زیاده اما بعد از گذشت صدها هزار، میلیونها و حتی میلیاردها سال حتی قوی ترین قطعه های آسمانی هم باید یجوری با این تخلیه تدریجی انرژی مقابله کنن و خب از اونجایی که این قدرت روحی نامحدود نیست، طبیعتاً نیاز به دریافت نیروی روح بیشتری از یک منبع دیگه دارند وگرنه برای همیشه ناپدید میشن . »
«شکافهای فضایی...» بای زهمین چشمانش را ریز کرد و برقی از خرد در مردمک هایش سوسو زد.
لیلیث کمی لبخند زد و سرش را تکان داد، «سریع متوجه شدی. درسته . وقتی که یکی از قطعه های آسمانی به خاطر تخلیه شدن نیروی روح درونش درحال ناپدید شدنه صورتهای فلکی شکاف فضایی ایجاد میکنن و با هدف بدست آوردن منبع جدیدی از قدرت روحی ، نیروی کیهانی زیادی رو جذب میکنن . »
حالا حتی بدون اینکه لیلیث به توضیح دادن ادامه دهد، بای زهمین موفق شده بود تصویری عالی از نحوه کارکرد همه چیز به دست آورد.
«پس بخاطر همین بود که قبلا گفتی باز شدن شکافهای فضایی توسط صورتهای فلکی فقط یک بار در طول زندگی برای هر صورت فلکی اتفاق میافته . درسته ؟» بای زهمین آه غم انگیزی کشید.
لیلیث دوباره سری تکان داد و اشاره کرد: «دقیقا. چون این شکاف آخرین تلاش برای پیدا کردن یک حامل قدرت روحه ، اگه هیچ موجودی نتونه از پس آزمایش ها بر بیاد و مورد تایید قطعه های آسمان قرار بگیره اونموقع صورت فلکی همراه با قطعه آسمانی بدون هیچ قدرتی درونش برای همیشه از بین میره»
در واقع قطعه های آسمان برای تداوم ، نیاز به تکامل دهنده روح داشتند تا بتوانند باقی بمانند و اراده آن وجود عالی و برتری را که آنها را در این جهان بوجود آورده بود ، گسترش دهند. به عنوان مقابله در ازای دریافت تغذی...