فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 292

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۹۲ - احساس اضطراب

«یک لحظه صبر کن!»

شانگوان که دید بای زه‌مین بدون هیچ حرفی مستقیما بیرون رفت، ناگهان روی تخت نشست و ناخودآگاه او را متوقف کرد.

بای زه‌مین عملاً برای لحظه ای کوتاه درنگ کرد. با این حال، کمی بعد، دوباره به سمت درحرکت کرد و در انتها نگاهی کوتاه به پشت سرش انداخت و با خونسردی گفت:«شاید بهتر باشه بعداً صحبت کنیم. فکرکنم ممکنه بخوای دوش بگیری و لباست رو عوض کنی.»

پیش از آنکه شانگوان بتواند مجالی برای پاسخ بیابد، بای زه‌مین در را گشود و بدون هیچ مهلتی برای حرف زدن، رفت.

شانگوان با شنیدن صدای قدم‌هایی که دورتر و دورتر می‌شد مات و مبهوت ماند تا اینکه به نقطه‌ای رسید که دیگر هیچ صدایی جز صدای دنیای بیرون از پنجره بزرگ اتاقش قابل شنیدن نبود.

آخرین کلمات بای زه‌مین هنوز در هوا معلق بود و شانگوان با سردرگمی به پایین نگاه کرد تا بدن خود را مشاهده کند.

لباس سفید او کاملاً به عرق بدنش آغشته بود که این سبب شده بود پارچه ابریشمیِ لباس، تمام منحنی‌های زیبای بدن او را در بر بگیرد و چهره کاریزماتیک او را به شکلی خاص اغوا کننده نشان دهد. و انگار همین کافی نبود، چون جنس لباس، سفید و نازک بود، عرق باعث شد رنگ سیاه تیره لباس زیر او در تضاد با سفیدی لباس باشد و آن را تا حدی از بیرون نمایان کند.

شانگوان با نگاهی به لباس‌های خودش که به بدنش چسبیده بودند، ساق باریکش و همچنین ران‌های حجیم و خوش فرمش که به دلیل عرق بدنش می‌درخشیدند، تقریباً یک دقیقه کامل مات و مبهوت ماند.

بعد از آنکه سرانجام توانست واکنشی نشان دهد، سرش را بلند کرد وبا چهره ای بغرنج به در چوبی بسته نگاه کردو هم زمان آه کوچکی روی لب‌های صورتی او جاری شد.

علت اینکه شانگوان تصمیم گرفت زندگی و بدن خود را به دستان بای زه‌مین بسپارد این بود که او قصد داشت بای زه‌مین را آزمایش کند تا از این طریق خود واقعی او را بشناسد.

البته، پیش از آن هم، از اولین روز آخرالزمان که ثبت روح به زمین رسید از طریق مشاهده، بر بای زه‌مین نظارت می کرد. با این حال، باوجود تمام چیز هایی که تاکنون مشاهده کرده بود، نمی‌توانست مطمئن باشد که بای زه‌مین چه تصمیماتی خواهد گرفت، زیرا قلب انسان ها عمیق، پیچیده و غیر قابل پیش بینی بود بنابراین هیچ چیز قطعی نبود.

اگر بای زه‌مین قصد داشت درحالی که شانگوان بیهوش بود به او صدمه بزند یا کارهای نامناسبی با او انجام دهد، درآن لحظه هیچ کاری از دست او ساخته نبود. با این حال، اگر واقعاً این اتفاق می‌افتاد، پس از ۲۴ ساعت به راحتی متوجه می‌شد زیرا مهارت یخ‌ساز او دمای هر قسمت از بدنش را همیشه درسطح یکسانی نگه می‌داشت.

به طور خلاصه، اگر دست های بای زه‌مین یا هر قسمتی از بدن آن به طور نامناسب بدن شانگوان را لمس می‌کرد، بلافاصله پس از اینکه یک روز بعد از خواب بیدار شد، متوجه می‌شد.

با این حال، به جز کمر و پشت زانو هیچ جای دیگری نبود که بای زه‌مین لمس کرده باشد.

شانگوان به سرعت متوجه شد که احتمالا تمام این مدت بای زه‌مین شخصا او را حمل کرده و اجازه نداده کسی به او نزدیک شود؛ از آنجایی که شانگوان تمام زندگی خود را به آن سپرده بود، بنابراین برای او قابل درک بود که در زمانیکه او حتی قادر به محافظت از خود نبود بای زه‌مین اجازه نداده باشد دیگران خیلی به او نزدیک شوند.

بای زه‌مین نه تنها بیش از حد لازم آن هم در مناطقی که حتی نمی توان آن را توهین آمیز تلقی کرد او را لمس نکرده بود، بلکه درحالی که در ا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی