فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 295

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۹۵ - دستکاری جاذبه: شمشیر دولبه

«لعنتی، بو گند می‌ده.» بای‌زه‌مین از شدت بوی نامطبوعی که از دهان بزرگ جانور خارج می‌شد، صورتش را با انزجار جمع کرد.

تنها دلیلی که مار تاکنون به سوی او حمله ور نشده، این بود که می‌توانست خطر بزرگی را از جانب حضور او احساس کند. در غیر این صورت، دلیلی وجود نداشت که وقت خود را به خش خش با زبان در جهت تهدید به نزدیک نشدن یا وارد حالت مبارزه نشدن حریف خود تلف کند زیرا؛ این مار یکی از برترین جانوران این منطقه بود و به جز آن دسته از جانورانی که در بخش‌های مرکزی جنگل می‌زیستند، کسی جرات رویارویی با آن را نداشت.

هرآن کس که تا کنون جرات تهاجم به مار را داشته، بلعیده شده بود و از میان آنهایی که مار به عنوان هدف خود برگزیده، حتی اگر هم کسانی یافت می‌شدند که برای زندگی خود بجنگند و بلافاصله تسلیم مرگ نشوند، باز هم مار بسیار قوی تر از آن بود که بتوانند با آن مقابله کنند به همین دلیل، این جانور به سلطه و قدرت نمایی خو گرفته.

دقیقا به همین دلیل بود که وقتی بای زه‌مین جانور را مورد عتاب قرار داد و حتی او را نادیده گرفت، مار دیگر نتوانست این رفتار را تحمل کند و بلافاصله به او حمله ور شد.

مار فلس آبی با سرعتی همچون رعد و برق، دوباره آرواره هایش را باز کرد و لحظاتی بعد، مه تاریک و غلیظی از دهانش خارج شد.

بای زه‌مین چشمانش را ریز کرد و حالتی کمی جدی در صورتش نمایان شد. مه به سرعت در جهت او پیشروی می‌کرد و در طی مسیر خود همه چیز را صرف نظر از اینکه آن درخت، علف یا حشرات کوچک سطح پایین باشد در بر می‌گرفت. همه چیز جوری شروع به خوردگی کرد که گویی مایع اسیدی روی آنها پاشیده شده باشد حتی سنگ ها هم شروع به ذوب شدن کردند.

بای‌زه‌مین اطمینان داشت که حتی یک جانور مرتبه دوم هم احتمالا از یک همچین حمله ای در امان نخواهد بود.

با این حال، او مضطرب و نگران نبود، فقط کمی نسبت به حالت عادی هشیار تر بود.

پس از مصرف ۵ امتیاز مانا، بای‌زه‌مین بدون آنکه بخواهد مجددا درباره آن فکر کند، دستکاری جاذبه را فعال کرد. اما به جای فعال کردن آن در جهت افزایش جاذبه تمام یک منطقه، مهارت را تا حداکثر سطح فعال کرد تا بدین وسیله بتواند جاذبه را دقیقا در محدوده ده متری کاهش دهد.

سووش! سووش! سووش!

مه غلیظی که به صورت متراکم به شکل مخروطی در حال پیشروی و گسترش بود، به نظر می‌رسید که ناگهان با نوعی جاذبه قدرتمند مواجه شده زیرا؛ پیشروی آن بلافاصله متوقف شد و به آرامی شروع به صعود به آسمان کرد.

پس از کاهش جاذبه، دقیقا در ناحیه ده متری جلوی خود، هر مقدار از مه سمی که به محدوده مورد نظروارد می‌شد، به علت کاهش گرانش در آن ناحیه، به جو زمین صعود می‌کرد زیرا؛ بای‌زه‌مین مهارت کنترل جاذبه را غیر فعال نکرد و کاهش جاذبه را در آن ناحیه به طور ثابت حفظ کرد.

مار فلس آبی با دیدن این منظره از شدت شگفتی با زبانش خش‌خش کرد.این اولین باری بود که این جانور وحشی چنین شکستی را محتمل می‌شد. درگذشته همیشه صرف نظر از اینکه دشمن بزرگ بود یا کوچک با بهره گیری از مهارت فعالی که پس از تکامل موفقیت آمیز به مرتبه اول کسب کرده بود، آنان را شکست داده بود.

با این حال، غرایز او واقعا شایسته یک جانور وحشی بود.

هنگامی که متوجه شد مه سمی که به آن می‌بالید در برابر انسان مقابلش بی اثر واقع شده است، مار فلس آبی با سرعتی بالغ بر ۱۸ یا ۱۹ برابر سرعت یک انسان عادی قبل از آخرالزمان به سمت بای‌زه مین حجوم برد و در یک چشم بهم زدن، فاصله‌ی ۱۵ متری موجود میانشان را طی کرد.

دیدن یک بدن غول پیکر پنجاه متری که به سمت شما حجوم می‌آورد، منظره‌ای بود که شاید هیچ کس در ذهنش نمی‌توانست با بی‌تفاوتی و لبخند به آن نگاه کند. با این حال، بای...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی