فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 296

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 296- مهارت سایه ی چشمک زن

وقتی مار فلس آبی به طول پنجاه متر، معلق درهوا، با صدای بلندی بی‌جان بر روی زمین سقوط کرد، همان موقع دو پیام سبزرنگ در شبکیه‌ی چشم بای زه‌مین سوسو زدند.

یکی از آن‌ها او را از اتفاقی که مدتی رخ نداده بود مطلع کرد.

[شما قدرت روح مرتبه اول از مار هزار خار سطح 50 را جذب کردید. قدرت +12، جادو +10 و مانا +5 دریافت کرده‌اید.]

[شما ارتقاء سطح داشته‌اید و به سطح 46 رسیده‌اید. 2 امتیاز آماری دریافت میکنید تا آزادانه توزیع کنید.]

بای‌ زه‌مین حین رفتن به سمت مار مرتبه‌ی اول هزار خار که فاقد علائم حیاتی بود آهی کشید.

«واقعا از وقتی که سطحم ارتقاء پیدا کرده مدتی گذشته.»

لیلیث از پشت سر، به فاصله‌ی نزدیکی به دنبالش آمد و یادآوری کرد:

«خیله‌خب، ولی همونطور که قبلا هم گفتم، سطوح، نشون‌دهنده‌ی قدرت حقیقی موجود نیستن»

«درسته...»

گرچه هربار که انسان ها به اندازه ی کافی، قدرت روح دشمن را به دست می‌آوردند؛ ارتقاء سطح، به آن ها دو امتیاز آماری اعطا می‌کرد تا خودشان را به مرحله ی بعد برسانند، آن دو امتیاز برای افرادی همچون بای زه مین اهمیت زیادی نداشت، آن‌هایی که هدفشان درگیری‌های خطرناک و مرگبار دربرابر وجود بالاتر از خودشان در سطوح یا مرتبه‌ها بود، در پی این بودند تا از قدرت روح، بیشترین بهره را ببرند.

این دقیقا یکی از دلایل اصلی بود که بای زه‌مین هنگام رسیدن به اولین مرتبه، هیچگاه به امتیازات آماریش دست نزد و صرفا گذاشت جمع شوند.

بدین ترتیب، حداقل می‌توانست منبع اضطراری قدرت داشته باشد که در صورت نیاز فوری، نیرویش را به سطوح جدید افزایش می‌داد.

علاوه براین، وقتی افزایش نیافتن سطح بای زه مین درست بود، مبارزه دربرابر مار هزار خار مرتبه اول سطح 50، چیز بسیار مهمی را آشکار کرده بود، آن هم اینکه قطعا در مقایسه با زمانی که دربرابر خرس کهن مرتبه دوم مبارزه می‌کرد، نیروی کلی‌اش به طور شدیدی افزایش پیدا کرده است.

بدیهی بود که نمی‌توان مار هزار خار را با خرس کهن مقایسه کرد، هرچند هیچگونه نمی‌شد قدرت آن جانور را دست کم گرفت. به لطف دم قوی و منعطفی که داشت، بدن فیزیکی اش با نیروی ویرانگر عظیمی به طرز وحشتناکی سفت و قدرتمند بود. فعال شدن مهارت سمی‌اش، عملا یک فرصت برای دشمنش بود تا قبل از رویارویی با او دوباره فکر کند.

در گذشته، بای زه‌مین مطمئن بود که به هیچ وجه درمقابل مار هزار خار نمی بازد...اما نمی‌توانست مثل امشب، آنطور عادی با جانور بازی کند. نیروی کلی‌اش آنقدر افزایش پیدا کرده که باعث شد بای زه‌مین دراصل طوری از جانور تکامل یافته استفاده کند که انگار کیسه مشت‌زنی شخصی‌اش بود.

سرد و بی روح بیان کرد:

«گمون می‌کنم الان می‌تونم بگم که واقعا بین مرتبه اولها شکست ناپذیرم. حتی اگه یه جونور قدرتمند در آستانه ی سیر تکامل باشه، واسه من فعلی، نشون دهنده ی کوچکترین خطری نیست.»

لیلیث بامهربانی خندید و یادآوری کرد:

«معتقدم که واسه یه مدتی تو مرتبه اول شکست ناپذیر بودی. گرچه قطعا به اندازه‌ی الان طاقت فرسا نبودی.»

بای زه مین لبخند زد و خنجرش را از کمرش بیرون کشید. سپس، با بی تفاوتی به میان پیشانی مار هزارخار ضربه زد. هرچند، حتی اگر با تمام توانش ضربه میزد، به سختی میان فلس جانورها را می‌شکافت. این برای الان بود که مار مرده بود، قابل تصور بود که اگر مار زنده بود حین دفاعش، سوراخ کردنش چقدر سخت می‌شد!

بای زه‌مین درحالیکه داشت سعی میکرد یکی از فلس‌ها را بکند اظهار تاسف کرد.

«این خنجر دندان آهنی سلاح رتبه 1 هست با 350 امتیاز حمله جسمانی ولی هنوز به طور عادی نمی‌تونه این مار رو تکه تکه کنه. باید بعدا یه دونه بهترش رو بسازم. به هرحال که الان مواد اولیه ی با کیفیت‌تری دارم.»

لیلیث به آرامی سرفه کرد و یادش انداخت...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی