جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 297
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۹۷ – ناهنجاری: راز بزرگ
[جهش سایه(مهارت فعال مرتبه اول) سطح ۱: قبلاً مهارتی بود که به کاربر اجازه میداد به سایهای غیرقابل توقف تبدیل شود که قادر به حرکت در یک خط مستقیم با سرعت تقریباً سبقتناپذیر بود، پس از تکامل، این مهارت به کاربر اجازه میدهد تا در آزادی کامل بین سایه هایی برابر یا بزرگتر از شما در محدوده ی 50 متری به سرعت جا به جا شود. [در هر فعال سازی ۳۰ امتیاز مانا مصرف میکند و زمان بازاستفادهی آن ۶۰ ثانیه است.]
قبل از اینکه بدن بای زهمین بی اراده بلرزد، اولین واکنشش پس از دیدن توضیحات و جزئیات مهارت تکاملیافتهی غیرقابل توقف، مبهوت شدن بود.
قوی!
وقتی همان نامه را بارها و بارها خواند، به تدریج یک نگاه فوق العاده هیجان زده در چهرهاش افزایش پیدا میکرد.
صرف نظر از اینکه محدودهی قدرت، متغیر یا کاربردی باشد. همه چیز در مورد مهارت به سطح کاملاً جدیدی ارتقا یافته بود! حتی با زمان بازاستفاده۶۰ ثانیه، که استفادهی چندباره از این مهارت را در مبارزات دشوار میکرد، بدون شک، مهارت جهش سایه آنقدر قدرتمند بود که حتی با مهارتهای مرتبه دو قابل مقایسه باشد!
در مورد مصرف ۳۰ امتیاز مانا، بای زهمین این نیاز را کاملا نادیده گرفت. با ذخیره فعلی مانا، او باید بیش از ده بار این مهارت را فعال کند تا تمام مانایش را مصرف کند، راستش نمیتوانست تصورش را هم بکند، زیرا اگرحتی پس از یک بار استفاده از جهش سایه نمیتوانست مبارزه را به سرعت تمام کند و با غافلگیری دشمن را بگیرد، دشمن با غافلگیری، بهتر است از آن برای فرار یا ذخیره مانا برای مبارزه با حملات مرگبار استفاده میکرد.
لیلیث از دیدن چهره هیجان زده او متعجب شد و چارهای نداشت جز اینکه فکر کند لابد این مهارت بسیار خوب است که بای زهمین چنین واکنشی دارد. حتی در تاریکی، او میتوانست چشمان درخشان او را ببیند که نمیتوانست شادی خود را پنهان کند.
باید بدانید که حتی زمانی که بای زهمین یک شفا دهنده خون مرتبه دو را توسعه داده بود، به اندازه الان هیجان زده نبود!
با این حال، چیزی که لیلیث نمیدانست این بود که هیجان بای زهمین فقط از این واقعیت ناشی نمیشد که تکامل مهارت غیرقابل توقف بسیار قدرتمند بود... بخش بزرگی از این هیجان که وی احساس میکرد ناشی از این واقعیت بود که او واقعاً خوب قمار کرده بود و اشتباهی مرتکب نشده بود!
بای زهمین به عنوان موجودی مرتبه اول، مانند هر انسان دیگری تنها میتوانست پنج مهارت بیرونی فعال را بیاموزد. این بدان معنی بود که او باید هنگام انتخاب طومارهای مهارت فعال برای یادگیری بسیار مراقب باشد. به هرحال، به محض اینکه او یک طومار را یاد میگرفت، یک مهارت، فوراً روزنهای را در روح او میگرفت و امکان ورود یک مهارت قویتر را در آینده از بین میبرد.
اگر مهارت یورش غیرقابل توقف طبقهبندینشده به مهارتی بیهوده تبدیل میشد، بای زهمین احتمالاً تا آخر عمر حسرت میخورد. او ممکن است در آینده بمیرد زیرا این مهارت اساساً بیفایده تفاوتی با کند کردن گامهایش نداشت.
به عنوان مثال، اگر مهارت یورش غیرقابل توقف به مهارتی تبدیل میشد که به او اجازهی انجام حرکت سریع به فاصلهی 100 متری یا چیزی شبیه آن را میداد. بای زهمین قطعاً از اندوه گریه میکرد زیرا این یعنی که تنها کار مهارت با هر تکامل، افزایش فاصله ی سرعت است.
خوشبختانه نگرانیهای او بیمورد بود و در واقع قمار او بیش از حد درست از آب درآمد!
لیلیث بالاخره دیگر نتوانست کنجکاوی در دلش را تحمل کند و پرسید: «این مهارت چقدر خوبه که تو رو تا این حد هیجان زده کرده؟ »
بای زهمین با لبخند به او نگاه کرد و کف دستش را باز کرد: «چرا خودت نمیبینی؟»
چشمان قرمزش برای ل...
کتابهای تصادفی
