جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 313
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۳۱۳ - غیرعادی (قسمت دوم)
اگرچه کلونهای بای زهمین تنها ۱۰ درصد از کل قدرت او را شامل میشدند، اما به هیچ وجه نمیتوان آن ۱۰ درصد را دست کم گرفت. با توجه به اینکه آمار بای زهمین چقدر هیولاوار بود، این ۱۰% بیش از کافی بود تا عملاً بر هر دشمنی زیر مرتبه اول غلبه کند.
از آنجایی که کلون ها از محیط بیرونی جنگل به عنوان شکارگاه استفاده می کردند، احتمال زیادی وجود نداشت که یک موجود مرتبه یک در آن ظاهر شود.
اگر جانور دستهبندی نشدهای بود، بای زهمین معتقد بود که تا زمانی که در گروههای بزرگ ظاهر نشوند، کلونهایش میتوانند بدون مشکل ترتیبش را بدهد. به هر حال، کلونهای او فقط میتوانستند از قدرت فیزیکی خالص، بدون هیچگونه فعالیت یا مهارتهای خودکار استفاده کنند. باید به خاطر داشت که مهارت های بای زهمین عمیقاً در روح او حک شده بودند. کلون های او بخشی از روح او را شامل نمی شد، آنها فقط افزونه یکی از مهارت های او بودند.
تنها در چند ثانیه، اراده خون به حداکثر ممکن رسید و بای زهمین با عجله، دومین فعالسازی حرکت صاعقه را لغو کرد و در نتیجه، سه کلون به دستهای از برق های کوچک نور سوسوزن متلاشی شدند.
تنها در چند دقیقه، بای زهمین مقدار وحشتناک ۳۲۵ استقامت را از مجموع 443 امتیاز از دست داده بود!
فرسودگی ذهنی، کاملاً بر او چیره شده بود و اگر اراده اش نبود، قطعاً نمی توانست به انجام کار طاقت فرسایی که اکنون انجام می داد ادامه دهد.
از سوی دیگر، حین این که بای زهمین با دقت در حال شکل دادن به سلاح تهاجمی خود بود، شانگوان بینگ شو سرانجام به بهترین شکل ممکن وضعیت روحی خود را مرتب کرد و دوباره چشمانش را باز کرد.
با دیدن نگاه بای زهمین که با اخم گره خورده کار می کند، نگاه خیره شانگوان بینگ شو پیچیده شد.
او با نادیده گرفتن این واقعیت که باران تمام بدن و زره او را خیس کرده بود، به میدان جنگ نگاه کرد و در حالی که عنکبوت غول پیکر را در میانه نبردی مرگبار تماشا کرد، نفس عمیقی کشید.
تمام شهامت و اراده، او را می طلبید که همان لحظه برنگردد و از آنجا فرار نکند.
در این مرحله به دلیل ظاهر شدن ناگهانی سومین مرتبه دوم، میدان جنگ به کلی تغییر کرده بود.
میمون غول پیکر وحشی، توسط تار عنکبوت جهشیافته به دام افتاده بود و در حال حاضر، به شدت غرش می کرد و سعی میکرد با مشت و چنگ، از پیله اش خارج شود. تارها به سختی پاره شد، اما قبل از اینکه جانور بتواند احساس آرامش کند، چندین لایه نخ جدید، شروع به احاطه کردن آن کردند.
عنکبوت جهشیافته در حالی که پاهای بلند خود را تاب می داد تا خود را از میان درختان به حرکت درآورد، همه جا پرید. عنکبوت که دور میمون غول پیکر می چرخید، به ظاهر آرام و بدون عجله، بارها و بارها نخ های ابریشمی را از دهانش تف کرد. به ازای هر لایه جدیدی از نخ که از عنکبوت جهشیافته بیرون میافتاد، درماندگی میمون غولپیکر حتی بیشتر از آنچه بود میشد.
ببر سفید، به عنوان یک موجود مرتبه دوم طبیعتاً کمی باهوش تر از سایر جانوران بی فکر بود. بنابراین، ببر پس از مشاهده حمله عنکبوت جهشیافته به میمون، از فرصت استفاده کرد و استراحت کرد تا حد امکان، انرژی دریافت کند.
متأسفانه ببر، استراحت چندانی نکرد، زیرا میمون غول پیکر، پس از یک غرش درمانده، پس از خفه شدن توسط سم موجود در نخ های سمی عنکبوت، به سنگینی روی زمین افتاد.
درست در زمانی که عنکبوت جهشیافته می خواست به جلو خیز کند و ضربه آخر را بزند، ببر سفید با سرعت وحشتناکی هجوم آورد و با چنگال هایش به قصد تکه تکه کردن بدن حشره غول پیکر ضربه زد.
با این حال، درست زمانی که ببر سفید به هوا پرید و داشت به عنکبوت جهشیافته می...
کتابهای تصادفی


