فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 320

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۳۲۰ - از برخی چیزها نمی توان اجتناب کرد

این اولین باریست که بای زه‌مین با یک ماده‌ی معدنی رو به رو میشود که به طور طبیعی متعلق به سیاره‌ی زمین نیست... خوب، حداقل قبل از اینکه مانا همه چیز را تحت تاثیر قرار دهد، این ماده به طور عادی بومی زمین نبود. از این گذشته، غیر قابل انکار است که این ماده‌ی مناسب آهنگری، به نحوی در دنیای او ظاهر شده است.

همچنان که بای زه‌مین قطعه‌ی فلزی را که شبیه به یک توپ تنیس بزرگ به نظر میرسد را درون دست خود میچرخاند و آن را با دقت مشاهده میکند، می تواند جرقه‌های الکتریکی ای را که دائما روی سطح فلز سو سو میزند را حس کند، این ذرات در میان دستانش حرکت میکنند. او حتی می تواند احساس کند که چگونه خاصیت الکتریکی فلز، در دستانش، یک تضاد ملایم را با الکتریسیته ای که توسط بدنش تولید شده ایجاد میکند.

«احساس می‌کنم یکی داره قلقلکم میده.» بای زه‌مین در حالی که توپ فلزی را به دهانه ای که قبلا آن را از آنجا برداشته بود پرتاب کرد، به این موضوع اشاره کرد.

از آنجایی که کیف چرمی ای که به کمرش بسته، صرفا یک کیف چرمیست که از پوست یک حیوان معمولی قبل از آخر الزمان ساخته شده و آن را به طور اتفاقی از یک فروشگاه برداشته است، طبیعتا غیر ممکن است که کیفی با این کیفیت بتواند وزن آن همه فلز را تحمل کند. فلزی که لاپیودیت نامیده میشود باید درون چیزی قرار داشته باشد که به اندازه‌ی کافی سفت و سخت بوده و بتواند در برابر مقدار زیاد انرژی الکتریکی که دائما بر روی فلز مرتعش میشود، مقاومت نشان دهد.

«ولی از این تعجب میکنم که چرا اینجا پیداش شده؟» بای زه‌مین با دست چانه‌ی خود را میمالد و بلند بلند فکر میکند: «یعنی این چیزیه که اون موجودات مرتبه‌ی دومو به خودش جذب کرده ؟»

«نه، این فلز جذبشون نکرده.» لیلیث در کنار او سرش را تکان داد و گفت: «این نوع سنگای معدنی، زیر زمین شکل میگیرن، به لطف انرژی الکتریکی ای که توی یه گیاه معمولی وجود داره، شانس جهش زیادی دارن. این منبع انرژی، کم کم تبدیل به یه نیروگاه برق میشه و وقتی مورد استفاده قرار بگیره، مقاومت زیادی در برابر حملاتی از جنس عنصر رعد، به کاربر خودش میده.»

بای زه‌مین نگاهش کرد و لال شد. وقتی فهمید که خودش همچین گنج ارزشمند طبیعی ای را خورد کرده است، احساس کرد که قلبش در حال خونریزی است!

«باهاش کنار بیا، کاریه که شده و نمیشه زمانو به عقب برگردوند.» لیلیث شانه هایش را بالا انداخت و سپس اشاره کرد: «هر وقت با یه گیاه جهش یافته رو به رو شدی که در برابر یه عنصر خاص مقاومت میکنه، یادت نره که این احتمال وجود داره که زیرش یا نزدیک اون گیاه، یه فلز یا گوهر ارزشمند دیگه وجود داشته باشه.»

«ناراحتی برای شیری که روی زمین ریخته شده بی فایده است.» او هوای سنگین درون ریه هایش را بیرون داد و آرامش خود را بازیابی کرد.

در حالی که او بالاخره یک گنج طبیعی ارزشمند را عملا از دست داد، حداقل در عوض آن چیز با ارزشی را یاد گرفت. به علاوه، اینطور نیست که چیز خاصی به دست نیاورده باشد، چون حداقل چند قطعه لاپیودیت به دست آورد. این به تنهایی، به اندازه‌ی کافی خوب جلوه میکند.

گذشته از این، بای زه‌مین می داند که حرص خوردن خوب نیست چون این حرص و طمع درونی می تواند یکی از دلایل سقوطش نیز بشود. اگر او مهارت قضاوت خون سرخ را اجرا نمیکرد مطمئنا مجبور میشد تا در برابر این موجودات مرتبه‌ی دوم مبارزه کند. بای زه‌مین آنقدر متکبر نیست که فکر کند در سطح قبلی خود توان مبارزه با سه موجود مرتبه‌ی دو را در یک نبرد رو در رو دارد.

می توان گفت که گیاه عنصر صاعقه در عوض از بین بردن چند موجود مرتبه‌ی دوم کشنده قربانی شد. سنگ روح، گنجینه‌های مختلف، حجم عظیمی از قدرت روحی و غیره. مهم نیست که چطور به این موضوع نگاه کنیم، دست آورد‌های او چندین برابر بیشتر است. از آنجایی که او قدرت اینکه چنین دست آورد هایی را بدون از دست دادن چیزی به دست آورد، طبیعتا باید ضر...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی