جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 327
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۳۲۷ - جراحت اوانجلین
به لطف بهره گیری از مهارت حرکت رعد مرتبه دوم، کانگ لان چابکی خود را با 70 امتیاز افزایش داد و با سرعت زیادی خود را به قسمت دیگری از میدان مبارزه رساند.
این بخش از میدان نبرد نیز به اندازه کافی خطرناک به نظر میرسید و باعث شد تا همهی تکاملیافتههای روح در فاصله مشخصی بایستند. فقط چند جانور وحشی غیرهوشمند، گهگاه به آن منطقه حمله میکردند، اما آنها حتی نمیدانستند که قبل از تکه تکه شدن بدنشان چه اتفاقی خواهد افتاد. قویترها شکست خوردند و سپس کشته شدند، در حالی که ضعیفترها وقتی با ضد حملهها برخورد کردند، به سادگی در یک هرج و مرج به شدت خونین فرو رفتند.
این یک میدان نبرد انحصاری در میدان جنگ به حساب می آمد؛ درست مانند وضعیتی که یانتو و تا حدودی خود کانگلان با آن مواجه شدند.
این میدان جنگ، منطقه ای است که اوانجلین با سه موجود مرتبه یک دیگر می جنگید.
برخلاف یانتو که با جانورانی قویتر از تندر روبهرو میشد، دشمنان اوانجلین کاملاً طبع متفاوتی داشتند زیرا قدرت این جانوران عمدتاً در چابکی شبحآلودشان متجلی میشود.
هر زمان که رعد و برق در آسمان میتابید، برقهای دو پنجه ی تیز هم به وضوح دیده میشد و هر زمان که تیغه سلاح، نور شعلههای مصنوعی را منعکس میکرد، درخشش تیز خنجر مرگبار هم دیده میشد.
اوانجلین اصلاً زمانی برای هدر دادن نداشت زیرا با سه موجود که قدرتی برابر با خودش داشتند روبرو شد. اگرچه او فوق العاده قدرتمند است، اما قدرت او عمدتاً در توانایی کشتن و حملات غافلگیرکننده خلاصه میشود. بنابراین، در نبرد مستقیم، او نمی تواند ۱۰۰٪ توانایی واقعی خود را به نمایش بگذارد.
البته این به هیچ وجه به معنای ضعیف بودن او در رویارویی مستقیم نیست، وگرنه نمی توانست تقریباً یک دقیقهی کامل در برابر هیولایی در سطح بای زهمین دوام بیاورد. مشکل فقط در تفاوت سبک مبارزهشان است.
پلنگی که خزش کاملاً بنفش به نظر میرسید، با چنگالهای تیزی که با نور آبی کمرنگ میدرخشید و چشمهایش مانند نورهای فلورسنت بنفش است، با جهش کمی به عقب، از یکی از ضربات خنجر اوانجلین فرار کرد.
در زمانی که به نظر کمتر از یک پلک زدن کوتاه باشد، پلنگی به قصد بریدن سر او، به سمت جلو حرکت کرد. هوا به دو نیم شد و با وجود اینکه حمله هنوز به او نرسیده بود، فشار وارد شده به تنهایی صورت اوانجلین را زخمی کرد. این در حالی است که هر لحظه چندین لکه خون ظاهر می شود.
انگار این هم کافی نیست، پلنگ تنها جانور این میدان نیست که بلافاصله پس از فرار او از مخمصه حمله کرد.
ببری با قد سه متر و عرض شش متر که خزش کاملا قرمز است و چشمانش به آبی آسمان، نیز ضدحمله وحشیانه ای را آغاز کرد. جانور، خشمگین شد چون چندین زخم خونین، زمین را از هر کجا که می گذشت لکه دار کرد و وقتی آرواره هایش را به سمت پای اوانجلین باز کرد، دو ردیف دندان نمایان شد که به جای سفید، قرمز به نظر رسیدند و همزمان، شعله های شدیدی که روی سطح آن می رقصیدند.
اوانجلین تنها در یک لحظه، از زمانی که به یک مبارز تبدیل شد، خود را در شرایط مرگ یا زندگی یافت. شرایطی که حتی در آن، دفاع محض هم ایده ی جالبی به نظر نمیرسد..
با این حال، حالت او مانند یخی سرد باقی ماند و چشمان زمردیش، با برق خطرناکی از نور تیز و کشنده درخشید.
به نظر می رسید بدن او به جای گوشت و استخوان از لاستیک ساخته شده است، زیرا کمرش در حالی که سرش را به عقب خم می کرد، با زاویه ای غیرممکن شروع به چرخیدن کرد.
پنجه نیرومند پلنگ بنفش از نزدیکی گردنش گذشت و چند تار از موهای بلوند براق او را در این حین قطع کرد. با این حال، اوانجلین فرص...
کتابهای تصادفی

