جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 329
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۳۲۹ - ژی و گو تائوی پیر
خونی که نشان دهنده مرگ یکی از مبارزان است هنوز به زمین نرسیده که ببر سایه، محکم بر زمین کوبیده شد و به سمت ببر دوم، پرتاب و لحظاتی بعد، سرش از تنش جدا شد.
فقط سه چهار ثانیه گذشت، اما جانور از خطوط عقب عبور کرده و به زندگی دو مبارز و دو تکاملگر روح پایان داد!
باید دانست که مبارزان و تکامل دهندگان روح، همچنان در تلاش برای مهار بیش از دو هزار جانور طبقهبندی نشده هستند!
اگرچه آنها سلاح گرم دارند که از دور به آنها کمک میکند تا به نوعی مزیت برسند و تکامل دهندگان روح در تلاش بودند تا جانور دسته بندی نشده را مهار کنند تا از نزدیک شدن آن جلوگیری کنند، اما این عیب بزرگ از نظر تعداد، همچنان پابرجا است به طوری که با گذشت هر ثانیه افراد تکاملدهندهی روح بیشتری زخمی می شدند. گاهی برخی از آنها قبل از بلعیده شدن، به طرز بی رحمانه ای کشته می شدند.
در آغاز، بیش از ۴۰۰ تکاملدهنده روح و حدود ۶۰۰ یا ۸۰۰ مرد مسلح وجود داشت، با این حال، اگرچه نبرد فقط ۳۰ دقیقه طول کشید، این تعداد به تقریباً ۲۵۰ تکاملگر روح کاهش یافت. تنها کسانی که عملاً هیچ تلفاتی متحمل نشدند، مردان مسلح بودند که آن هم به لطف فداکاری این تکامل گران روح است که در تلاش هستند تا ارتش به ظاهر غیرقابل توقف حیوانات را دور نگه دارند.
البته، در حالی که تقریباً نیمی از تکاملیافتههای روح مرده اند، آنهایی که همچنان پافشاری می کنند و همچنان به شدت می جنگند، در مقایسه با آنچه که ۳۰ دقیقه پیش درست قبل از شروع نبرد قابل مشاهده بود، بسیار قدرتمندتر شده اند. اگر قبلا سطح متوسط افراد، تقریباً چیزی در حدود سطح ۵ بود، اکنون این میانگین سطح به راحتی بالای ۱۴ می رسد.
این جایزه ی زنده ماندن در برخورد با این موجودات مرگبار است. بای زهمین از روز اول آخرالزمان، این نوع درگیری ها را تجربه می کرد و دقیقا به همین دلیل است که اینقدر قدرتمند شد.
در حالی که بای زهمین و دیگر مبارزان اصلی جناح او دائماً با حداکثر خطرات روبرو می شدند، اکثر انسانهای زندهمانده، تنها هر زمان که برای جستجوی آذوقه بیرون میرفتند ممکن است با یک جانور ولگردی یا زامبیها برخورد کنند.
اما چنین چیزهایی با زمانی که با مفهوم مرگ رو به رو میشوند کاملا متفاوت بود.
در این موقعیت ها اگر شکست می خوردی، خواه ناخواه، مرگ تو را در آغ*و*ش می گرفت... اما اگر با معجزه، تصادف یا هر چیز دیگری توانستی از چنین موقعیت مرگباری جان سالم به در ببری، قطعاً مثل اژدها برمی خیزی و به بالا صعود میکنی.
این دقیقاً همان چیزی است که تکاملکنندگان روح تجربه می کنند. در شور و اشتیاق نبرد، خوشحالی و شعف این تجربه که چگونه هر بار، ذره ای از قدرت روح را از دشمنانی که شکست داده اند جذب می کردند یا موجب شکستشان میشدند، هم باعث افزایش چشمگیر قدرتشان میشد، و هم باعث میشد که این مردان و زنان، به طور کامل، سنگینی خطری که با آن رو به رو شده اند را فراموش کنند. این یک مبارزه ی سخت با چنگ و دندان را مجسم میکند.
پیشرفت کردن، فراتر از تکامل، و کسب قدرتی باور نکردنی!
از این حیث، انسان ها هیچ تفاوتی با جانوران نداشتند. اما دقیقاً همان جنون است که مانع از فروپاشی دفاع انسانی میشود، حتی زمانی که به نظر می رسید همه چیز از دست رفته و ناامیدی درست جلوی چشمانشان است!
ببر سایه، سر ده مرد مسلح دیگر را از تن جدا کرد، درست زمانی که یک گروه ده نفره از تکاملگران روح به جلو هجوم آوردند تا او را متوقف کنند. غریزهی درون آنها به آنها می گ...
کتابهای تصادفی
