فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 332

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۳۳۲ - امپراطور خون

در میان بیش از دو هزار موجود جهش‌یافته که امروز در مبارزه با تگرگی بی‌پایان از گلوله‌های بی‌وقفه ی مردان مسلح در پشت خط و اشتیاق روح های تکامل یافته ای که به قدرت روح جانوران طمع کرده اند، افتاده اند، جانورانی را می توان دید که بزرگی هیولا مانندشان به پای یک خانه ی چند طبقه میرسد.

این جانوران چقدر خون در بدن خود دارند؟ هیچ کس دقیقاً نمی داند.

با این حال، از آنجایی که اندازه بدن آنها پس از تکامل و پذیرش مانا در داخل بدن به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرده است، طبیعی است که خون درون بدنشان نیز به همان اندازه افزایش پیدا کند تا ضمن تغذیه ی بدن بتواند فرآیند مصرف انرژی را نیز مورد پشتیبانی قرار دهد.

قابل تصور است که یک جانور فیل مانند که به راحتی بیشتر از پانزده متر ارتفاع دارد یا کرگدن هایی که حالا بلندی شان به ده متر میرسد، می توانند خون زیادی را در بدن خون داشته باشند.

بنابراین، بعد از کشتار دو هزار جانور اینچنینی، چقدر خون انباشته شده؟ به معنای واقعی کلمه رودخانه ای از میان میدان جنگ جاری شد، زیرا به نظر می رسد، باران بی پایان تلاش می کند تا بوی آهن سنگینی را که منطقه را فرا گرفته از بین ببرد.

سووش! سووش! سووش! سوو!....

خون سنگین و غلیظ، به تدریج از آب باران جدا شد و تحت تاثیر کنترل استادانه ی بای زه مین بر عنصر خون، هر قطره به آرامی در آسمان، شناور شد.

سربازان مدافع بشریت با چشم هایی آکنده از تعجب به این وضعیت خیره شدند، چرا که قطرات قرمز، به آرامی شروع به انتشار یک درخشش زرشکی کم رنگ اما بسیار درخشان کردند که تضاد شدیدی با رعد و برق بنفش پس زمینه داشت و تلالو بی نظیری را از خود ساطع میکرد.

همچنان که قطرات باران در حال به پایین افتادن هستند، می توان دید که قطرات خون، به سمت بالا صعود میکنند.

تفاوت بین میلیون ها قطره آب خالص و میلیون ها قطره خون فاسد، تأثیر بصری خاصی ایجاد می کند که بدون شک برای مدت طولانی، در خاطرات همه حاضران باقی می ماند.

فلاش!

جانوران از آزاد شدن ناگهانی موج مانای متعلق به انسان کوچکی که در مقابلشان قد علم کرده، از ترس به خود میلرزند. با این وجود، بیشترین ترس را می تواند در چشم موجودات مرتبه ی اول دید که به قطرات خون خیره شدند. قطراتی که به آرامی شروع به درخشش کردند و سپس، به سمت ارتفاعی بالا و بالاتر رفتند.

قطرات خون به قدری زیاد هستند که وقتی به ارتفاع معینی میرسند، به نظر میرسد که در یک ماهیت یکپارچه منسجم میشوند و موج عظیمی از خون را ایجاد میکنند که مانند یک شنل سورمه ای، سطح آسمان را می پوشاند.

نان گونگ لینگ شین، با حسی که حاکی از ناباوری است، و صورت زیبای او را پوشانده است، به این منظره نگاه میکند.

او سابقا از نزدیک دیده بود که چطور یک حمله ی بای زه مین توانست همه ی دشمنانش را در فاصله ی یک کیلومتری او از بین ببرد. با این وجود، مقیاس و بزرگی چیزی که امشب شاهدش است، در سطحی کاملا متفاوت است، تا جایی که خود نان گونگ لینگ شین در بیان اینکه چقدر قلبش سنگین شده ناتوان است.

او با شوک و ناباوری کامل در صدایش زمزمه کرد «چی... اون... داشت قدرتشو مهار میکرد؟»

این تنها استدلال منطقی ای است که نان گونگ لینگ شین می تواند برای مرتبط کردن قدرت فعلی بای زه مین با آنچه که در گذشته از او دیده است پیدا کند. چرا که در منطق او، نمی توان طور دیگری استدلال کرد که چطور یک نفر می تواند ناگهان، قدرتی سه یا چهاربرابر بیشتر از گذشته را از خود نشان دهد.

نان گونگ لینگ شین اطلاع داشت که با جذب قدرت روح، موجودات زنده می توانند ناگهان بسیار قدرتمند شوند اما با این وجود، وضعیت فعلی بسیار فراتر از حد تصورش است.

یعنی میشه قدرت روح رو به اندازه ای جذب کرد که به همچین...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی