جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 333
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۳۳۳ - دیوانه
زوزه باد شبیه فریاد یک روح در نیمه های شب است که رعد و برق های متناوب آن، دنیا را آبی و ارغوانی میکند. صدای رعد، شبیه به انفجارهایی است که شروع نبرد را اعلام می کرد.
چیزی شبیه به یک چشم شیطانی قرمز رنگ، با هاله ی زرشکی پر تلالویی، در آسمان شب، خودنمایی میکند. با این حال، اگر کسی با دقت نگاه کند، به راحتی متوجه می شود که مرکز چشم در واقع سیاه است، تاریک مانند ابرهایی که در آن لحظه آسمان را پوشانده اند.
از مرکز تاریک این پدیده عجیب، صدها هزار شاخک بلند که درخشش کم رنگ قرمز تیره ای را منتشر می کردند، از ارتفاعات آسمان تا زمین امتداد یافتند تا هیولایی اسطوره ای را شکل دهند.
این چشم در واقع همان گرداب خونی بود که بای زهمین با قدرت مرتبه دوم خود به وجود آورده؛ مهارتی که بعد از دستکاری خون بیش از دو هزار حیوان وحشی و بعد از ریختن خون یک موجود مرتبه ی دوم که از جنگل خارج شد به دست آمد.
دامنهی سیصد متری، درخشندگی و ابعاد چشمگیر این پدیده، به افراد حاضر در کمپ شمالی نیز اجازه داد تا این منظره ی با شکوه را مشاهده کنند. تفاوتی ندارد که یک انسان معمولی باشند یا یک تکامل دهنده ی روح، حتی افرادی که یک قدم در مسیر تکامل طی نکرده باشند، در حال حاضر تحت تاثیر احساسی از ترس و شوک، شگفت زدگی خود را ابراز می کنند. چشمانشان، هم اکنون منعکس کننده ی نور زرشکی درخشان اما رعب انگیزی است که پهنه ی آسمان را پوشانده.
سووش! تحت سلطهی بای زهمین، ده ها و صد ها هزار زنجیر خون که ضخامت آن ها قابل مقایسه با بدن یک مرد تنومند است، به شکل مارپیچ، شروع به چرخش کردند و به بدن موجود جهش یافته چسبیدند.
زنجیرهای خونی به شدت در اطراف بدن هر جانور دشمن پیچید و پیچید. در میان غرش های خشمگین و ترسناک، بسیاری از جانورهایی که سطحشان بالاتر و بدنشان قدرتمندتر است، برای رهایی از بندهایی که آنها را محدود می کردند، به شدت شروع به مبارزه کردند.
«تلاشتون بی فایده است.» بای زهمین به سردی خرخر کرد.
صدای او بی شباهت به صدای یک دیو نیست؛ در ادامه با تکان دادن دستش و مصرف ۵۰ امتیاز مانا، گرداب خون با سرعت چشمگیری شروع به چرخش کرد. این حرکت، به عنوان یک مکمل، به تقویت زنجیر خون کمک کرد.
زنجیرها حداقل سه برابر قدرتمندتر شدند و به شدت به پوست موجوداتی که در تلاش برای رهایی یافتن تلاش می کردند کوبیدند. اما وحشتناکترین و شگفتانگیزترین چیز این است که خونشان به زمین سقوط نمیکند، بلکه به سرعت توسط زنجیرههای خونی جذب میشد که به آرامی اما مداوم، در حال افزایش قدرت هستند.
فیل های غول پیکر، کرگدن های قوی، ببرهای وحشی، گرازهای زره پوش و غیره؛ همه ی جانوران دستهبندینشده یکی پس از دیگری بر زمین افتادند.
در اثر فروپاشی این تودههای عظیم، دچار لرزش شد و زنجیرههای خونی دوباره شروع به پیچش کردند. نوک زنجیرههای خون، تبدیل به اهرمهای چوب مانند ضخیمی شد که تحت ارادهی بای زهمین، به عمق زمین فرو رفته و چسبیدند.
سه موجود از پنج موجود جهش یافتهی مرتبه اول، توسط زنجیره های خونی سرکوب شدند، اما دو نفر از آنها توانستند بای زهمین را با مشکل مواجه کنند.
یکی از این موجودات، ببر دندان آتشین است که اوانجلین با آن جنگید. این موجود، نیش واقعاً وحشیانهای دارد، بنابراین به آرامی اما قاطعانه شروع به از بین بردن زنجیرهای اطراف بدن خود کرد. حتی زمانی که بای زهمین سعی می کرد دهانش را ببندد، خون می جوشید و ابر ضعیفی از بخار به آسمان، بلند می شد. از آنجایی که خون مورد استفادهی بای زهمین، در واقع متعلق به جانوران طبقه بندی نشده است، طبیعی است که مهارت یک ...
کتابهای تصادفی

