جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 348
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل۳۴۸ـ حمله گابلین
جانورانی کوچک با ارتفاعی کمی بلندتر از یک متر از میان بوتههای انبوه جنگل به بیرون دویدند و از پشت شاخههای بزرگ درختان مرتفع که با کمک پوست سبز تیره خود در میان آنها استتار کرده بودند بیرون آمدند.
به لطف پاهای نه چندان بلندشان، قدمهای کوتاه اما سریعی داشتند. دور کمرشان ملحفههایی بلند و حتی نوعی چرم بود که فاق آنها را میپوشاند. شکم آنها به شکل عجیبی برآمده بود که باتوجه به جثه کوچکشان بسیار عجیب به نظر میرسید.
بینیهایشان دراز، صورتهایشان زشت و چشمهای طلاییشان حتی زمانی که خورشید در آسمان بود درخشان بنظر میرسید. زگیل بزرگی قسمتهایی از بینی بلند آنها را پوشانده بود، دهان آنها در مقایسه با سرشان کاملا نامتناسب بود و دندانهای نیش بزرگی که انتهای آنها کمی خمیده بود در دهان آنها خودنمایی میکرد.
بای زهمین با صدایی آهسته زمزمه کرد:«گابلین لعنتی.»
صدای بای زهمین خالی از هرگونه احساسی بود و حتی کوچکترین ذرهای از عصبانیت هم در آن احساس نمیشد. چشمان سرد او نگاهی دقیق به موجوداتی که چند کیلومتر دورتر درحال دویدن بودند انداخت و بلافاصله پی برد که گروه آنها متشکل از چند گابلین نر و تعدادی گابلین ماده است. تشخیص این امر بسیار واضح بود و حتی کسی که اطلاعات چندانی درمورد گابلینها نداشت هم میتوانست به سادگی این کار را انجام دهد زیرا؛ مادهها در بالاتنه خود برجستگیهای مشخصی داشتند که نرها از داشتن آن بیبهره بودند.
برخلاف آنچه که ممکن است یک مرد با دیدن بالاتنه برهنه یک زن احساس کند بای زهمین، تنها احساس انزجار میکرد و این احساس انزجار زمانی به اوج خود رسید که او متوجه ه&وس و تمایل گابلینهای ماده نسیب به خود شد و اخم عمیقی در چهره زیبایش نمایان شد.
سینههای این موجودات چروکیده، آویزان و سرشار از لکههای متعددی بود که به هیچ عنوان به بهبود ظاهر فیزیکی آنها کمک نمیکرد.
بای زهمین و شانگوان بینگشو به این نتیجه رسیده بودند که گابلینها یک نژاد بسیار شهو&تران هستند. در برخی داستانهای فانتزی قدیمی، گابلینها به عنوان موجوداتی شیطانی و کمهوشی به تصویر کشیده بودند که تنها به سلاخی و کشتن میپرداختند، درحالی که در برخی دیگر از افسانه گابلینها هر دوی این ویژگیها را داشتند، موجوداتی شهو&انی و در عین حال شیطانی.
متاسفانه گابلینهایی که در نتیجه جهش و تکامل جهان و همچنین فعالیت مانا بر روی زمین متولد شده بودند موجوداتی بودند که بنظر میرسید شه&وت آنها به سطح بیسابقهای رسیده است. بدتر از آن، این جانورانی که بنظر میرسید هیچ ترسی نداشتند و بسیار هم شجاع بودند، مجذوب زنان انسان میشدند و بای زهمین اخیرا پی برده بود که گابلینهای ماده نیز جذب مردان انسان میشوند.
این بدان معنا بود که گابلینها موجوداتی بسیار شهو&انی بودند که حس زیبایی شناختی آنها بسیار شبیه به انسانها بود.
بای زهمین با استفاده از صدایی که با زبان خود ایجاد کرد، نارضایتی خود را نسبت به این موضوع بروز داد.
اگر گابلینها موجوداتی شه&وانی و شیطانی بودند اما حس زیبایی شناختی آنها با انسانها متفاوت بود، شاید گابلینها بیشتر بر روی مبارزه با جانوران جهش یافته، گیاهان جهش یافته یا حتی زامبیها تمرکز میکردند. با این حال شه&وت آنها انسان ها را مورد هدف قرار داده بود. بدون شک انسانها مورد علاقه آنها بودند.
بای زهمین تنها در عرض چند ثانیه تجزیه و تحلیل و نتیجه گیریهای متعددی را انجام داده بود و در عین حال میکوشید به تدابیر متقابلی بیندیشد تا بشریت مجبور نباشد همزمان با این همه دشمن مقابله کند. متاسفانه، این نوع اقدامات متقابل معمولا در یک لحظه و به شکل جادویی ظاهر نمیشود و با توجه به شرایط موجود او در حال حاضر مجالی برای نشستن و چاره اندیشی نداشت.
در حالی که بای زهمین خود را برای پذیرایی از مهمانان ناخواندهای که درست زمانی که پایگاه در ضعیفترین حالت خود قرار داشت و نیروها در حال شروع به حرکت بودند تصمیم به حمله گرفته بودند و آنها را در تنگنا قرار داده بودند، آماده میکرد. صدای سرد و در عین حال ملایی به گوش او رسید:
« به کمک نیاز داری؟»
بای زهمین برای لحظهای با خود فکر کرد که شانگوان بینگشو برگشته است اما، لحظاتی بعد متوجه شد که صدا ا...
کتابهای تصادفی

