جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 351
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۳۵۱ – مذاکرات، شکست خورد و جنگ آغاز شد
«من زبون حیوونا رو نمیفهمم، چطوره دوباره سعیتو کنی؟»
تنها صدایی که به گوش میرسد، ظاهرا صدای بای زه مین است. این کلمات، در اطراف میدان جنگ میپیچد و برای چند لحظه، سکوت مرگباری حاکم میشود. اما این سکوت، چندان دوام نمی آورد و شکسته میشود.
چیزی که بای زه مین تقریبا 120 هزار گابلین یا بیشتر تخمین زده است، به نظر میرسد که سخنان او و نیت تمسخر آمیز پشت آن را درک میکنند چون همه ی موجودات سبز کوچک اما خبیث، شروع به غر زدن و فریاد زدن کلماتی نا محسوس، خطاب به او میکنند. بسیاری از آنها حتی دندان های نیش بلند خود را بیرون می آورند، در همین زمان، عده ای دیگر، سلاح های خود را به زمین می کوبند و گامی به سمت جلو بر میدارند. انگار میخواهند از این طریق، میزان عصبانیت خود را نشان دهند.
حالت چهره ی پنج نفر از رهبران ارتش گابلین هم با شنیدن همچین حرف هایی به هم ریخته میشود و حتی گیمیندر آرام و به ظاهر همیشه خونسرد، نمی تواند از ترکیدن هاله ی خود به سمت جلو خودداری کند. این باعث میشود تا همه ی گابلین ها دست از غرغر کردن برداشته و با احترام، به سمت او نگاه کنند.
از آنجایی که بای زه مین همیشه یک انسان بوده است، احتمالا از میزان توهین آمیز بودن حرف های خود ناآگاه باشد. از زمانی که او به یاد می آورد و تا همین الان، انسان ها تنها موجودات باهوش روی زمین محسوب میشوند. با این که اغلب مرتکب اعمال احمقانه ای میشوند که حتی یک میمون هم مرتکب نمیشود، اما حقیقت این است که حرف های بای زه مین به مزاج گابلین ها خوش نمی آید. این موضوع از آنجا نشات میگیرد که گابلین ها به دلیل سطح هوشی که دارند، خود را نژاد برتر میدانند و از بدو تولد، حتی ضعیف ترین گابلین ها نیز در سطح 2 بوده اند. با این حساب، در مقایسه با جانورانی که گنگ و بدون هوش هستند، گابلین ها طبیعتا احساس خشم میکنند. خشمی که بیان آن فراتر از آن است که بتوان به کمک کلمات بیان کرد.
«سعی من اینه که با تو مدارا کنم... ولی اگه فقط بلدی که به نژاد گابلین ها توهین کنی، می ترسم این مکان تبدیل به گورت بشه و این روز، سال بعد تبدیل بشه به سالگرد مرگت.»
گیمیندر به شدت آرام به نظر میرسد اما در میانه ی میدان جنگ ساکت، صدایش به اندازه ای واضح است که بیشتر موجودات زنده قادر به شنیدن آن هستند. علاوه بر این، بای زه مین میتواند خشم پنهانی را در صدای او احساس کند که نشان میدهد گابلین سرشناس، تلاش زیادی میکند تا خود را مهار کند.
قبل از اینکه دستش را تکان دهد و فریاد عجیبی به سمت آسمان بفرستد، گیمیندر با چشمان ریزش پرسید : «تجدید نظر نمیکنی؟»
کووووو
گابلین ها صداهای عجیبی را از دهان خود بیرون میدهد و قبل از اینکه سی هزار نفر از آن ها به سمت گروه انسان هایی که با سرعت رقت باری در حال رفتن بودند حمله کنند، صدایی را از دهان خود خارج کردند که بیشتر شبیه فریادی برای شروع جنگ است. طولی نمیکشد که آن ها توانستند خود را به گروه انسان ها برسانند چون گروه، به سختی توانسته بود چیزی حدود یک کیلومتر را طی کند.
به جز شانگوان، کانگلان و فو شوفنگ که بالاترین رتبه را دارند، لویان است که موقعیتی شبیه به یک ناخدا را در اختیار دارد. این موضوع بر میگردد به اینکه لویان همه ی عمرش را به عنوان یک فرمانده ی ارشد در گروه افسران پلیس گذرانده است و بیشترین دانش را در عملیات هایی از این دست دارد. او معمولا چنین مسئولیت هایی را بر عهده میگرفته است.
با این حال، شانگوان ثابت کرد که می تواند ارتش را نیز فرماندهی کند.
«رهبرای هر تیم، به دستور من توجه کنید.» او با فاصله ای حدود 200 متر در حال نگاه کردن به گابلین های سبز رنگ است و چشمان ...
کتابهای تصادفی

