فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 354

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر ۳۵۴ - بای ‌زه‌مین مرتبه اول در مقابل گیمیندر مرتبه دوم

وقتی دو شمشیر که دو یا چند متر طول داشتند و عرض آنها به اندازه نیمی از بدن یک مرد بالغ بود با یکدیگر برخورد کردند، به نظر می رسید که برای لحظه ای کوتاه، تمام دنیا ساکت شده بود.

باد، بی حرکت شد، نسیم درختان جنگل از وزیدن باز ماند، غرش گابلین‌ها خاموش شد و حتی ابرهای آسمان دور، برای لحظه‌ای ایستادند.

در آن لحظه‌ی کوتاهی که یک فرد معمولی احتمالاً نمی‌توانست تشخیص دهد، چشمان سیاه بای زه مین با چشمان عجیب مایل به سبز گیمیندر برخورد کرد. نگاه یکی بی تفاوت و سرد بود و شعله‌های نفرت در نگاه دیگری زبانه می‌کشید.

غرش...

زمین شروع به غرش کرد و هر ثانیه صدا بلندتر و بلندتر می‌شد. قبل از اینکه هیچ یک از موجودات حاضر بتواند واکنشی نشان دهد، جهنم خشمگینی که تا آن لحظه توسط دستانی نامرئی مهار شده بود، سرانجام فوران کرد.

موجی عظیم، به شکل یک کره، درحالی که بای زه مین و گیمیندر در مرکز آن بودند شلیک شد و در عرض یک ثانیه، صدها متر گسترش یافت.

ایناک و کرایر با هر دو دست، صورت خود را پوشانده بودند و تمام سعی خود را می‌کردند تا با فشار شدید، مبارزه کنند اما مهم نبود چه قدر تلاش می‌کردند؛ بیشتر و بیشتر به عقب رانده می‌شدند. پاهایشان محکم در زمین فرو می‌رفت و شیارهای عمیقی بر جای می‌گذاشت، طوری که انگار به جای سنگ، گل بود.

هر دوی آن‌ها موجود مرتبه دوم مغرور و قدرتمندی بودند، اما تنها یک موج ضربه کافی بود تا آن‌ها را چندین متر به عقب براند! ایناک و کرایر با این فکر که اگر یکی از آن شمشیرها به بدنشان بخورد چه می‌شود عرق ریختند و وقتی به یاد سرنوشت شوم ابیل افتادند، دو رهبر گابلین‌ها بالاخره ‌ شروع به احساس ترسیدن کردند و متوجه شدند که چرا حتی گیمیندر هم نمی‌خواست با آن انسان روبرو شود و تا آنجا پیش رفت که حاضر شد او و خانواده‌اش را رها کند: چیزی که تا الان بی سابقه بود.

اما این دو نفر به لطف قدرت فیزیکی فوق العاده قدرتمندشان کمترین آسیب را متحمل شدند.

کسانی که از برخورد شمشیر بزرگ بای زه مین و شمشیر سفال استخوانی گیمیندر بیشترین آسیب را متحمل شدند، گابلین‌های بدون رتبه‌ای بودند که تقریباً ۵۰۰ متر نزدیک مرکز بودند.

صدها گابلین که به موج شوک اصابت کرده بودند منفجر شدند و مستقیماً به غباری از خون تبدیل شدند، به زودی به یکدیگر پیوستند و یک ابر سرخ متراکم را تشکیل دادند. استخوان های تکه تکه شده و تکه‌های کوچک گوشت، در همه جا پرواز می‌کردند و بدن هم نژادی‌های خود را که خوشبختانه خارج از محدوده موج شوک بودند، لکه دار می‌کردند.

در مرکز میدان نبرد خونین، شمشیر سرخ و شمشیر سفید، محکم به یکدیگر چسبیدند، گویی می‌خواستند با هم ادغام شوند.

بنگ!

پس از گذشت انفجار اولیه، یک انفجار قوی دیگر همه گابلین‌ها را از بهت بیدار کرد. با این حال، بعد از دیدن دلیل انفجار، تنها کاری که انجام دادند این بود که بهت زده‌تر شوند.

پففففففففف!!!!

پس از چند ثانیه تحمل کردن، بازوهای قدرتمند گیمیندر که به راحتی دو برابر بای زه مین بزرگتر بودند، سرانجام از کار افتادند. شمشیر سفال استخوانی او با قدرتی بیشتر از قبل به پایین فشرده شد و جسد رهبر اصلی نژاد شمال گابلین‌ها مانند بادبادکی که ریسمان آن بریده شده بود به پرواز در آمد.

انگار رگ‌‌های بازوهای گیمیندر با ترکیدن ماهیچه‌هایش ترکیده بود. خون به طور غیرقابل کنترلی از دهانش فوران می‌کرد و در حالی که به سمت عقب پرت می...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی