جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 355
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۳۵۵: سنگر بسیار قدرتمند و یخی
ایناک بالاخره از گیجی بیرون آمد و با صدای بلند فریاد زد: "وایسا"
شاید کماندار گابلین میدانست که انسان به هیچ وجه از حرکات خود دست نمیکشد، زیرا علیرغم فریاد قبلیاش، ایناک همچنان ریسمان ساخته شده از تاندون را به شدت به عقب میکشید.
تیر استخوانی عجیبی شبیه مته در انتظار رها شدن بود که دستان ایناک به دلیل قدرتی که برای به حداکثر رساندن نخ سلاحش به کار میگرفت، اندکی میلرزید.
با این حال، حرکات او همچنان بسیار کندتر از حرکات بای زه مین بود.
کرک... کرک... کرک...
صدای شکستن استخوانها، وحشتناکتر از گریهها و فریادهای غمانگیز گابلینهای بدون رتبه و مرتبه اول بود که با نخهای خونی هزاران نفری که بای زهمین از نظر ذهنی کنترل میکرد، سلاخی میشدند.
گیمیندر که هنوز در دام دستان بای زه مین افتاده بود، چشمانش تا جایی که ممکن بود گشاد شد، انگار هر لحظه امکان داشت که از حدقه بیرون بزند. اشک ها در چشمانش جمع شده بودند و فریادی که با مقدار زیادی خون به صورت ناخودآگاه از دهانش خارج شد، از وجودش بیرون ریختند.
فریاد گیمیندر حتی توسط شانگوان و بقیه بازماندگان از دور و خارج از پایگاه نیز شنیده شد. این چقدر وحشتناک بود. همه از ترس فریادی که به نظر می رسید فریاد یک روح در غم بود، می لرزیدند.
«دریل پیشرفته!»
«سرعت افزایش یافته!»
«تیر سه گانه!»
ایناک پیوسته نام سه مهارت را همزمان فریاد زد و تیر عجیبی که در دست داشت، قبل از شلیک با سرعت کامل، در حالی که چنگش روی سیم کمان شل شد، کمی رنگ زرد شنی به خود گرفت.
تیر با سرعتی حرکت کرد که دیوار صوتی را کاملاً شکست و نوک آن به طور مداوم در روند پرواز می چرخید. یک تانک جنگی در صورت اصابت این نوع حمله بلافاصله به انبوهی از آهن قراضه تبدیل می شد!
بای زه مین به سردی خرخر کرد و بدون اینکه حتی یک کلمه بگوید؛ با شمشیر بزرگ مقیاس فروزان خود، بدون نگاه کردن به عقب، ضربه زد.
شمشیر بزرگ، با تمام قدرت بای زه مین اصابت کرد و نوک آن به سمتی خاص شلیک شد. به نظر نمی رسید چیزی در مسیر حرکتش وجود داشته باشد که ناگهان در اواسط پرواز متوقف شد، قبل از اینکه یک انفجار قوی آن را به پرواز در آورد.
تیر استخوانی به شکل مته و همچنین قدرتمندترین حمله ایناک در مسیر خود متوقف شد. شمشیر بزرگ در هوا پرواز کرد و در جایی دور در دریای گابلینها، دور از دسترس و دید بای زهمین فرود آمد. سالم بودن یا نبودنش هنوز معلوم نیست.
کِرایر با شوک فریاد زد: "چی؟"
حتی گیمیندر هم نتوانست بهترین حمله ایناک را آنطور که انسان قبل از او انجام داده بود، انجام دهد!
از سوی دیگر، ایناک احساس می کرد که روحش از بدنش خارج شده است و برای اولین بار از بدو تولد، از گرفتن سلاحش در تردید است.
البته دلیل اینکه بای زه مین موفق شد چنین حمله قدرتمندی را سرکوب کند این بود که او نه تنها از امتیاز قدرت ۷۵۰+ خود استفاده کرد، بلکه از دستکاری جاذبه برای سبک کردن وزن شمشیر و به حرکت درآوردن سرعت پرواز آن استفاده کرد. در نتیجه قدرت آن را نیز افزایش داد.
در دوردست، گابلینها که لشکر بشریت را احاطه کردهاند، سرانجام دیگر نمیتوانستند منتظر هیچ فرمانی باشند. جانوران در حالی که ترس بر آنها غلبه کرده و تسخیر شدهاند، غریدند و با شمشیرها و نیزه های خود به جلو حرکت کردند.
کمانداران گابلین، کمان های خود را بالا بردند و تعداد بیاندازه تیرهای استخوانی پرتاب کردند که برای لحظهای تکه ای از آسمان لاجوردی را ...
کتابهای تصادفی


