جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 358
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۳۵۸ - جنون دیوانهخون
«یه مهارت آزاردهنده دیگه؟» شانگوان، متحیر به او نگاه کرد و سرش را به شکلی فوق العاده زیبایی کج کرد.
بای زه مین، حال و حوصله دیدن رفتار زیباروی مقابلش را نداشت، برعکس، با یادآوری اتفاقاتی که چند دقیقه پیش رخ داده بود، لبخند تلخی زد.
...
در حالی که یک طرفه گیمیندر را با می زد، بای زه مین توانست به آرامی متوجه شود که توانایی او در استدلال کردن چیزها با عقلی سلیم، شروع به تیره شدن می کرد. تنها چیزی که او می خواست این بود که همه چیز و تک تک گابلین ها را از بین ببرد، میزان نفرتی که نسبت به این نژاد از موجودات سبز پوست کوچک اما خبیث به دست آورده به حدی رسیده که حتی خود بای زه مین هم متوجه شد که این عادی نیست.
او در حال حاضر، صدها گابلین را در ثانیه سلاخی میکرد، طبیعتاً برای بای زهمین غیرممکن است که به تک تک رکوردهایی که در روحش حک میشود توجه کند. در نتیجه، به طور کامل، هر پیامی را که در قرنیه چشم ظاهر می شد نادیده میگرفت و کاملاً روی جنگیدن در نبردی که در آن لحظه پیش رویش بود متمرکز میشد.
درست در همان لحظه ای که ستون فقرات گیمیندر را شکست، بالاخره متوجه شد که چیزی در رفتارش درست نیست. این به این دلیل بود که بای زه مین سبک جنگی وحشیانه و خشونت آمیزی داشت، اما ایجاد رنج و عذاب دشمن چیزی نبود که او به طور معمول به آن فکر نمی کرد، زیرا اولویت بای زه مین در مبارزه با مرگ همیشه این بود: جان دشمن را بگیر قبل از اینکه دشمن جانت را بگیرد. این قانونی بود که او از همان لحظه ای که آن زنبور بزرگ سطح ۵ را کشت، بر خود تحمیل کرد.
بای زه مین تا به امروز از چنین قاعده ای پیروی می کرد.
بای زه مین در مقابل رفتارش که حتی برای خودش ناشناخته بود کنجکاو و کمی نگران بود، در همان حال، شروع به جستجو در مهم ترین سوابقش کرد. از آنجایی که او همیشه با لیلیث به صورت دورهای به سوابق خود نگاه میکرد، در این کار، کاملاً ماهر شده بود؛ به طوری که حتی وقتی مجبور شد تمرکز خود را تقسیم کند، در کوتاهترین زمان ممکن منبع مشکل را پیدا کند.
------------------------------
[از آنجایی که کاربر در حالتی قرار دارد که عصبانیت، او را به طور کامل نابینا میکند، یکی از مهارتهایی که متعلق به کسی است که مسیر دیوانهخون را طی میکند، بهطور خودکار باز شده است.]
[شما مهارت منحصر بهفرد را آموختهاید.]
[خشم. احساسی که همه موجودات زنده حداقل یک بار در زندگی خود آن را احساس می کنند. با این حال، نوع خاصی از خشم وجود دارد، خشم که در آن ذهن به کلی از بین می رود و عقل متوقف می شود. وقتی خشم به اوج خود می رسد، حتی تخریب خود برای رسیدن به هدفی دیگر دیوانگی نیست.]
[شما مهارتهای خودکار « جنونِ دیوانهخون» را یاد گرفتهاید.]
[ جنونِ دیوانهخون (مهارت خودکار منحصربهفرد): زمانی که خشم کاربر فوران میکند، وارد حالت جنون می شود، زمان خنک شدن تمامی مهارت ها بازنشانی می شود و مصرف استقامت را به نصف کاهش می دهد. جریان آدرنالین را افزایش می دهد و در نتیجه، قدرت را تا ۴۰۰+ امتیاز افزایش می دهد و با توجه به سطح عصبانیت کاربر، افزایش می یابد. مهارت جنون دیوانهخون، دارای ۵ سطح خشم است که هر سطح، بسته به میزان خشم فعال شده به طور خودکار، فعال میشود. عارضه جانبی: بسته به مرحله خشم، عقلانیت کاربر به تدریج شروع به محو شدن می کند و سطح ۵ خطرناک ترین و کشنده ترین است.]
[ا...
کتابهای تصادفی

