فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 361

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۳۶۱ - شجاعت یک زن زیبا و جذاب

بای زه مین علاوه بر بهبود خود، واقعاً به نان‌گونگ لینگ‌شین نیاز داشت تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن، تا حد امکان قوی‌ شود. مهارت حصار انرژی او برای بای زه مین بسیار ارزشمند بود، زیرا قدرت دفاعش حتی از مخلوقات یخی شوانگوان بینگ شو نیز بیشتر بود. هر چه نان‌گونگ لینگ‌شین قوی‌تر بشود، سودمندی اش برای او و میزان کمک‌هایی که در آینده بتواند به او بکند، به نسبت افزایش می‌یابد، بنابراین بای زه‌مین با هر زاویه ای به آن نگاه می‌کرد، ضرری نداشت.

چشمان نانگونگ لینگ‌شین، در حالی که به مرد جوان روبرویش نگاه می‌کرد، از قدردانی برق می زد. او کاملاً از اهمیت این پل برای بای زه مین آگاه بود، یک اشتباه به این معنی بود که همه آنها باید از راهی که آمده بودند برگردند و در نتیجه راه دیگری پیدا کنند.

اگر این اتفاق بیفتد، نه تنها دو روز سفر تا اینجا و همچنین سوخت و غذا هدر می‌رفت، بلکه باید دو روز دیگر را نیز طی کنند تا قدمهای قبلی خود را برگردند، پس از یافتن جاده‌ای دیگر باید به آرامی مسیر را پاکسازی کنند. بر خلاف این مسیر، احتمالاً هیچ گروه بزرگی از آنجا عبور نکرده بود تا نیاز به جابجایی وسایل نقلیه و سایر موانع داشته باشد. در نهایت، آنها احتمالاً یک هفته از زمان خود را قبل از رسیدن به روستای آغازین از دست خواهند داد.

اینکه بگوییم پل پیش روی آنها یک گنج بود، از یک دید، اغراق نیست. حداقل تا زمانی که همه وسایل نقلیه به طرف دیگر رد شوند، گنج حساب می شد.

بنابراین، نان‌گونگ لینگ‌شین از اعتمادی که بای زه‌مین به او می‌کرد، کمی متاثر شد. البته او می‌دانست که با حضور بای زه‌مین، خطاهای بزرگ بعید است. اما این اصلا از شادی درونی او کم نکرد.

«مراقب باش.»

نان‌گونگ یی نزدیک شد و درحالی که به خواهر کوچکترش نگاه می‌کرد، با صدایی عمیق گفت. غیر از پدرش در روستای آغازین، خواهرش تنها چیزی بود که در این زندگی داشت و از دست دادنش او را نابود می کرد.

نان‌گونگ لینگ‌شین چیزی نگفت و فقط محکم، سر تکان داد. او می‌دانست که اگر کوچک‌ترین خراشی از زامبی غول‌پیکر بردارد، همه چیز برایش تمام می‌شود. اگرچه با توجه به قدرتی که آن جانور هیولاوار داشت نشان می داد، به احتمال زیاد یک سیلی برای خرد کردن بدن کوچک او کافی بود.

زیر نگاه همه، در حالی که سرش را بالا گرفته بود، با قدمهای استوار پیش میرفت و به زامبی غول‌پیکر نگاه میکرد که همچنان غذایش را مزه می‌کرد، بدون اینکه نگران لشکر دوردست باشد.

او زره چرمی پوشیده بود که هر انحنای بدنش را به تنگی می‌بست و کاملاً به هیکلش می‌چسبید و قسمتی از ران‌های سفید و کمرش را به همراه محل اتصال دست و پاهایش عیان می‌کرد که تا حد زیادی مانع از حرکاتش نشود.

بدن بسیار جذاب او، به خصوص در ناحیه سینه، هرجایی که می رفت، مدام نگاه مردان بی شماری را به خود جلب می کرد. در واقع، اگر به خاطر این نبود که به طور گسترده شناخته شده بود که نان‌گونگ لینگ‌شین نه تنها یک تکامل‌دهنده قدرتمند روح در آستانه شکستن مرز مرحله اول تکامل حقیقی، و همچنین یکی از سه نفری که همراه رهبر ارشد برای فتح کمپ شمال آمده‌اند است، به احتمال زیاد یک مقام بالارده تلاش می کرد برای به دست آوردن او دست به کاری بزند.

اگرچه استفاده از زور، اکیداً ممنوع و مجازات اعدام را در پی داشت، اما در صورت عدم افشای آن، جای نگرانی وجود نداشت و زنی با زیبایی اغواگرانه ای مانند نان‌گونگ لینگ‌شین، برای وسوسه و مخدوش کردن افکار بیشتر مردان کافی بود.

طبیعتاً تا به حال، عده ای از مردان با اعتبار و قدرت بوده اند که پا پیش گذاشتند تا نظر او را برای رابطه جلب کنند یا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی