جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 390
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۳۹۰ - قرابت روح: جفت روح (قسمت ۲)
«یعنی...» بای زه مین با دیدن توانایی معلق کردن آب که وو ییجون با لبخندی غرورآمیز روی صورت زیبایش نشان داد، چشمانش گرد شد.
شانگوان و چنهه نیز به وضوح شوکه شده بودند زیرا هیچکدام از آنها نمی توانستند به او نگاه کنند، چرا که جریان کوچکی از آب، به آرامی در اطراف او میچرخید.
«راستش، میخواستم این مهارتو پنهان کنم تا وقتی که آمار مانام اونقدری بالا بره که بتونم باهاش کار معناداری انجام بدم... اما حدس میزنم که حالا هم نشون دادنش اشکالی نداره.» وو یی جون این حرف را با لبخند گفت و بعد، کمی اخم کرد، همچنان که وقتی روی کار خاصی متمرکز میشویم، اخمی بر چهره مان ظاهر میشود.
آبی که در اطرافش حرکت میکند، به وضوح نوعی فرمان را دریافت کرد؛ چرا که به تدریج و به آهستگی، شروع به کاهش سرعت خود کرد. در ادامه، چند میلی متر از دهانه ی بطری فاصله گرفت و به آرامی، شروع به سقوط کرد.
هرچند که این حرکت، آهسته و تصویری از بی تجربگی او بود؛ چون چندین ثانیه طول کشید تا این شاهکار را به انجام برساند، اما وو یی جون موفق شد این کار را بدون حتی از دست دادن یک قطره، به انجام برساند.
بای زه مین با تعجب پرسید: «این مهارت دستکاری آبه؟»
از آنجایی که وو ییجون یکی از بزرگترین فرماندهان جناح بود و حمایتهایی که او تا کنون از پیشرفت جناح کرده بسیار زیاد است، بای زه مین به او اجازه داده بود که مهارت هایی را که فکر میکند برایش مفید هستند را به جای واگذاری، برای خود بردارد. علاوه بر این، وو یی جون به عنوان یک موجود مرتبه ی اول، طبیعتا از مزایایی بهره میبرد که یک تکامل دهنده ی روح عادی، از آن بهره مند نیست.
به این ترتیب، جای تعجب ندارد که بای زه مین از دستیابی او به چنین مهارت عجیبی بی اطلاع باشد، چون تا زمانی که وو یی جون خودش تصمیم به نشان دادن این مهارت نداشته باشد، هیچ کس هم از آن مطلع نخواهد شد.
بای زه مین با در نظر گرفتن واکنش شانگوان و چن هه، به این نتیجه رسید که وو یی جون واقعا در مورد این مهارت جدید خود، تا به حال به کسی چیزی نگفته است.
«این دستکاری آب نیست.» وو ییجون سرش را تکان داد و همانطور که با لبخندی کوچک این حرف را زد، وارد کارگاه شد، «اما، هرچند به خوبی مهارت دستکاری خون تو نیست، این مهارت هیدروکنزی به من کمک میکنه که آب رو تقریبا به کنترل خودم در بیارم. آزادی کامل و حتی ایجاد آب یخ زده؛ آب تقریبا یخ زده.»
«اوه؟» بای زه مین احساس کنجکاوی کرد و به او نزدیک شد و گفت: «دوست داری این مهارت رو با من به اشتراک بگذاری؟»
وو ییجون به آرامی پاسخ داد و دستش را به جلو دراز کرد.
شانگوان و چنهه برای لحظهای با حالتی گیج به هم نگاه کردند؛ لحظه ای بعد، بای زه مین دست وو یی جون را گرفت و به او گفت:
«فقط در مورد رکوردی که میخوای به اشتراک بذاری فکر کن. بعدش روی من و این مهارت هیدروکنزی تمرکز کن.»
وو ییجون سری تکان داد و شروع به انجام کاری کرد که بای زه مین به او توضیح داده بود.
با این حال، ظاهراً آنقدرها هم که بای زه مین فکر می کرد ساده نبود، زیرا حتی پس از گذشت چندین ثانیه، وو ییجون موفق نشده بود.
بای زه مین پس از لحظه ای فکر کردن، متوجه شد که به طور واضح؛ به اشتراک گذاشتن یک رکورد خاص با افراد دیگر، نمی تواند کار آسانی باشد. به هر حال، انجام چنین کاری به این معنیست که آن ها به طور موقت آن رکورد را تکرار میکنند که به طور همزمان، مساوی است با افزایش بار روحی ای که دو موجود، مجبور به تحمل آن هستند.
از یک نظر، او واقعا در این زمینه و در اولین تلا...
کتابهای تصادفی


