فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 393

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۳۹۳ - ندانستن عظمت آسمان‌ها و زمین

«آه...»

وقتی که سای جینگ‌یی پس از باز کردن در وارد کارگاه شد و متوجه شد که به غیر از بای زه‌مین دو نفر دیگر نیز در صحنه حضور دارند، صدای متعجبی از او خارج شد. او در راه اینجا چن‌هه را دیده بود، بنابراین به اشتباه تصور کرد که بای زه‌مین احتمالاً اکنون تنها است، بنابراین، وقتی نام او را زودتر صدا زد، زیاد به آن فکر نکرد.

اگرچه بای زه‌مین 99.9% به سای جینگ‌یی اعتماد داشت، زیرا زیرکلاس رهبر سطح پایینش به او اطمینان می‌داد که سای جینگ‌یی هرگز به دلیل عنوان پیروی وفادارش به او خیانت نخواهد کرد، عنوانی که او پس از به اشتراک گذاشتن بخش کوچکی از روح خود با سای جینگ‌یی و کانگ لان به او اعطا کرده بود، در حقیقت، آن‌ها تنها زمانی که تنها بودند، نزدیک و بدون خودداری زیاد رفتار می‌کردند. بنابراین، سای جینگ‌یی و کانگ ‌لان هر دو، معمولاً بای زه‌مین را در مقابل دیگران به صورت محترمانه خطاب می‌کنند.

همچنین دقیقاً به همین خاطر بود که شانگوان بینگ‌شو و وو یی‌جون وقتی که سای جینگ‌یی ظاهرا خیلی طبیعی نام او را صدا زد تعجب کردند. این در گذشته چیز عجیبی نبود، زیرا چین کشوری بود که در آن افراد به نشانه احترام نسبت به شخص دیگری او را با نام کامل خطاب می‌کردند، اما اکنون که جامعه‌ای بر اساس طبقه‌های اشرافی در درون حزب تازه نامیده شده متعالیان ایجاد شده است. صدا زده شدن رهبر با نام کامل توسط زیردستانش می‌تواند بی‌احترامی تلقی شود.

«سای جینگ‌یی، چیزی شده؟» بای زه‌مین با وجود دیدن رفتار کمی عصبی و نگران دختر زیبایی که تازه وارد کارگاهش شده بود، با خونسردی پرسید.

در مورد اینکه سای جینگ‌یی او را به نام صدا می‌کرد، بای زه‌مین زیاد بهش فکر نکرد. برای او چنین چیزهایی مانند تفاوت موضع در حزب بی‌اهمیت بود. از دید واقعی بای زه‌مین، آن‌ها هم هم‌رزمان میدان جنگ بودند و هم رفقایی که هوای همدیگر را داشتند.

سای جینگ‌یی ابتدا کمی به شانگوان بینگ‌شو تعظیم کرد زیرا سای جینگ‌یی خودش از اشراف سطح ۲ بود در حالی که شانگوان بینگ‌شو اشرافی سطح ۱ بود.

شانگوان بینگ‌شو به آرامی دستش و سرش را تکان داد تا نشان دهد در این شرایط نیازی به انجام چنین کاری نیست.

سپس سای جینگ‌یی با لبخند سرش را به نشانه احوالپرسی به سمت وو یی‌جون، که عنوانی هم سطح با او داشت، تکان داد. سرانجام به بای زه‌مین نگاه کرد و قبل از صحبت عمیقاً تعظیم کرد.

«چند لحظه پیش فرستاده‌ای از کمپ بای‌چوان رسید. او ادعا می‌کنه که خواهرزاده شهردار منطقه بای‌چوان است و خواستار تسلیم گروه ما و همچنین تحویل همه نیروهای مسلح شد.»

چشمان شانگوان بینگ‌شو با شنیدن این حرف برق عجیبی زد و وو یی‌جون چاره‌ای جز سر تکان دادن نداشت و لبخند کجی پنهانی به لبش نشست.

«چه تصادفی.» بای زه‌مین با دیده تحقیرآمیز گفت: «من نقشه داشتم بهشون حمله کنم ولی انگار اونا هم همین برنامه رو داشتن... اینم خوبه.»

او به وو یی‌جون نگاه کرد و پرسید: «می‌تونی این فلزو خنک کنی؟ ظاهراً نمی‌تونم فوراً به کار برسم و در این حین، می‌تونم ببینم مهارت جدیدت چه توانایی‌هایی داره.»

«بسپرش به من.» وو یی‌جون با حالتی جدی سر تکان داد و فوراً مهارت آب‌افزاری را فعال کرد.

بای زه‌مین با دیدن آب که جلوی او شناور بود، احساس نکرد که خیلی تعجب‌آور است. حتی اگر او بتواند آب را معلق کند، دمای قطعه لاپیودیت باعث می‌شود یک وان بزرگ آب در عرض چ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی