جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 404
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 404 - آخرین کلمات اژدهای تندر زرشکی
تقریباً ساعت 9 صبح روز بعد بود که بالاخره بای زهمین سلاح اصلی خود را تمام کرد.
حالت چهرهاش جدی بود در حالی که نفسهایش بعد از ساعتها کار مداوم کمی آشفته بود، همراه با هیجان دیدن سوابق شمشیر بزرگ پیش رویش، باعث شد تا بای زهمین که معمولاً آرام بود و خونسردی خود را تنها در برابر گنجهای عجیب و غریب در سطح شعله آبی کوچک که هنوز با شیطنت در کوره میسوخت از دست میداد، نا آرام شود و نداند چه واکنشی نشان دهد.
شمشیر بزرگ روبهرویش با استفاده از فلز گرانبها رتبه 2 به نام لاپیودیت به عنوان ماده اصلی ساخته شده بود. با این حال، تیغه شمشیر بزرگ به جای اینکه کاملاً سیاه باشد، مانند شمشیر بزرگ قبلی که در گذشته ساخته بود، سرخ بود. این به این دلیل بود که بای زهمین استخوانهای گابلین مرتبه دوم به نام گیمایندر را ذوب کرده و سپس روی فلز داغ ریخته بود. هنگامی که هر دو ماده سرد شدند، نه تنها تیغه کاملاً سرخ شد، بلکه حتی رعد و برق بنفش اکنون به رنگ قرمز روشن درآمده بود.
رعد و برقهای قرمز روشن مانند بچههای کوچکی بودند که در حال مخفی کاری بودند، زیرا بیشتر اوقات در داخل تیغه سلاح پنهان شده بودند. با این حال، هنگامی که آنها ظاهر شدند تا خود را به دنیا نشان دهند، قدرت جادویی به حدی بالا بود که محیط اطراف کمی به لرزه افتاد تا ثابت کند که دنیای کنونی در مقاومت در برابر قدرت کامل شمشیر بزرگ مشکل دارد.
جدای از چندین قطعه لاپیودیت، استخوانهای گیمایندر، فلسهای مورد استفاده برای ایجاد شمشیر بزرگ دوباره با هم ذوب شده و به عنوان پوششی برای تیغه یکپارچه شده بودند. علاوه بر این، بای زهمین دو دندان نیش بزرگ از اژدهای فلسدار دوزخی را به نوک تیغه اضافه کرده بود که ظاهر خطرناکتری نسبت به قبل به سلاح میبخشید.
این شمشیر جدید با طول 1.70 متر، به طور قابل توجهی شبیه به شمشیر بزرگ فلس فروزان بای زهمین، پیش از آن که تصمیم به ذوب آن بگیرد، بود. قابل توجهترین تفاوت این بود که درست در زیر دسته، سوراخی وجود داشت که منتظر بود با چیزی پر شود.
«حالا تمام چیزی که کمه اینه... یه جواهر زیبا!» بای زهمین در حالی که یک سنگ روح را بیرون میآورد فریاد زد.
اما این فقط یک سنگ روح نبود... این یک سنگ روح مرتبه دوم بود!
بای زهمین تنها دو مورد از این سنگهای روح مرتبه دوم گرانبها را داشت و او با هر دوی آنها به عنوان گنجینههای ملی رفتار میکرد. در شرایط عادی او قطعا نه جرات میکرد و نه مایل به استفاده از آنها بود، با این حال، سلاحی که پیش روی او بود چنین سرمایه گذاری را تضمین میکرد.
شمشیر بزرگ پیش روی بای زهمین به قدری وزن داشت که زمین ترک خورده بود و زمانی که او سعی کرد آن را زودتر بلند کند متوجه شد که حتی با قدرت فعلی خود حداکثر فقط تا 30 دقیقه میتواند از سلاح استفاده کند تا اینکه استقامتش کاملاً تخلیه شود. واقعا سنگین بود.
او وزن کلی اسلحه را تقریباً 6 یا 7 تن تخمین زد که در مقایسه با شمشیر بزرگی که قبلاً استفاده میکرد افزایش فوقالعادهای داشت. این افزایش شدید وزن به این دلیل بود که نه تنها بای زهمین از مواد بیشتری استفاده میکرد، بلکه با استفاده از چندین قطعه لاپیودیت، وزن سلاح به طور چشمگیری افزایش یافت زیرا این فلزات دو برابر وزن خود را با گرانش زمین به عنوان تمرکز برای هر قطعه مورد استفاده اضافه میکردند.
او تمام قلب و دقت خود را برای ساختن سلاح پیش روی خود گذاشته بود. بنابراین، از آنجایی که او قبلاً تا اینجا پیش رفته بود و فقط یک شی دیگر برای تکمیل آفرینش نداشت، حاضر ب...
کتابهای تصادفی
